ميرزا حسن حسينى فسايى
1173
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
كبكان چمان به كوه گروه از پى گروه * ماغان پران به راغ قطار از پى قطار آورد باد بر شه دى نيمشب خبر * كايدون رسيد موكب اجلال نوبهار شد سخت و سست بخت و بزد لخت و كند تخت * بربست رخت و خواست ز بستان كند فرار گامى نرفته يك دو سه افزون ، كه موكبش * با موكب بهار به ناچار شد دچار شاه بهار با شه دى كرد ساز جنگ * آزارش پيش و از پى ، نيسان ، ز پس ايار مغلوب شد سفندار ، از تير فرودين * چونانكه از خدنگ تهمتن سفنديار تيغ شه بهار فرو ريخت خون دى * ز آنسان كه خون دشمن و اين تيغ شهريار سلطان اويس معتمد الدوله كآسمان * در پاسبانى در او ، دارد افتخار اين چند بيت [ را ] ، براى نگارندهء اين فارسنامه ناصرى فرستاد : حسن خصال ، حسن نام اى حكيم عليم * كه عقل معترف آيد برت به نادانى مجردى تو عيان در شمايل بشرى * فرشتهاى تو نهان در لباس انسانى به پاك آينه ماند وجود انور تو * كه ظاهر است ز شخصيت صفاى پنهانى به بزم معتمد الدولهام ستودى تو * رسيد پايگه بندهات به سلطانى زهى ستوده حكيمى كه بو على سينا * به دانشى كه توئى نيست مر ترا ثانى جهان به پاكى شخص تو دارد ايدون فخر * چنان كه جسم به پاكى نفس روحانى منم كه كشت اميد من از تو سرسبز است * بدان مثابه كه بستان ز ابر نيسانى اگرچه پيشهء شوريده خودستائى نيست * ولى رواست كنون ، ويژه ، در سخنرانى منم كه فارس بنازد به نام من امروز * چنان كه شروان « 1 » نازد به نام خاقانى به دانش اين تن عريان من گواه من است * كه تيغ را نشناسند جز به عريانى مرا به سايهء تيمار لطف خويش بدار * و گرنه ملك دلم رو نهد به ويرانى صابر شيرازى « 2 » : نامش آقا مهدى ، شرح حالش در ذيل محلهء ميدان شاه گفته شد . صدر شيرازى « 3 » : همان جناب صدر المتألهين ، آخوند ملا صدراست . اين رباعى را فرموده است : آنان كه ره دوست گزيدند همه * در كوى شهادت آرميدند همه در معركهء دو كون فتح از عشق است * هر چند سپاه او شهيدند همه صفا شيرازى : نام شريفش ميرزا ابراهيم ، شرح حالش در محلهء سردزك مذكور گرديد . طاير شيرازى : نام شريفش حسن خان ، در ذيل محلهء بالا كفت نوشته شد . طبيب شيرازى « 4 » : نام شريفش آقا عبد اللّه طبيب كه اگرچه شرح حالش بر سبيل اختصار
--> ( 1 ) . در متن : ( شيروان ) . ( 2 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 561 . در دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 3 ، ص 408 ، آمده است كه : از شعراى قرن سيزدهم است و در حدود سال 1280 فوت شده . ( 3 ) . ر ك : دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 3 ، ص 437 تا 444 ، و رياض العارفين ، ص 375 . ( 4 ) . رياض العارفين ، ص 466 : ( والدش حاج على عسكر . . . و در خدمت ملا احمد يزدى تلميذى كرد و حكمت طبيعى را در خدمت حاج ميرزا سيد رضى اقتباس فرمود ) . هدايت مىنويسد : ( فقير را به خدمتش كمال اخلاص است ) .