ميرزا حسن حسينى فسايى

881

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اما ، ميل « 1 » : در پيش هركس 96000 انگشت است كه در پهنا به هم پيوندد و ليكن متقدمين هر ميلى را 3000 ذراع و هر ذراعى را 32 انگشت گرفته‌اند و متأخرين و اهل حديث مسلمانى هر ميلى را 4000 ذراع و هر ذراعى را 24 انگشت گرفته‌اند و از اين خلاف اختلافى در حقيقت معنى ميل نشود چرا كه چون 96000 را بر 32 قسمت كنيم خارج قسمت 3000 شود و اگر بر 24 قسمت كنيم خارج قسمت 4000 شود . اما ، ذراع : در كتاب قاموس از طرف مرفق تا سر انگشت ميانى را فرموده و در كتابهاى هيئت ، هر ذراعى مقدار دو شبر و هر شبرى را اندازه 12 انگشت كه در پهنا به هم پيوندند ، دانسته‌اند و در مملكت فارس جز بهبهان قماش را به ذرع شاه اندازه كنند و آن را از آهن يا چوب ساخته به 16 قسم برابر كرده هر يكى را گره و هر گرهى را به دو قسم برابر نموده هر يكى را بهر گويند و هر بهرى را برابر ده جو كه در پهنا به هم پيوندد گرفته‌اند . اما ، فرسخ : نزد متقدمين و اهل حديث 3 ميل است و در كتاب شرح لمعه دمشقى ، فرسخ شرعى را 3 ميل و هر ميلى را 4000 ذراع و هر ذراعى را 24 انگشت فرموده است مانند متأخرين . و ببايد دانست كه مراد از فرسخ و ميلى كه در كتابهاى هيئت و جغرافيا نوشته‌اند فرسخ و ميلى است كه از روش ستارگان دريافت كرده‌اند و هيچ ملاحظه پستى و بلندى و كجى و راستى مسافت در او نشده است و متقدمين از آنها 22 فرسخ و دو تسع فرسخ را در برابر يك درجه از دايرهء عظيمه آسمانى كه به سيصد و شصت درجه قسمت شود قرار داده‌اند و اهل جغرافيا 20 فرسخ تمام را و در نقشه‌هاى انگليس 23 فرسخ تمام را و فرسخى ديگر است و آن مقدار روش اسبى ميانه‌رو در يك ساعت از 24 ساعت تمام يك شبانه روز است و آن را فرسخ كاروانى گويند و اين فرسخ به اين قاعده باقى نمانده است و هركسى به دلخواه خود جائى را سر فرسخ گفته است كه گاهى مطابق با قاعدهء خود و مطابق با فرسخ اهل علم است مانند فرسخهاى ميانه شيراز و تخت جمشيد كه از نقشه نگارنده اين فارسنامه ناصرى دريافت مىشود ، 10 فرسخ انگليسى و نزديك به 10 فرسخ كاروانى است براى آنكه مسافت نزديك به راستى و هموارى است و اگر نه هميشه شماره فرسخهاى كاروانى بيشتر از شماره فرسخهاى اهل علم بود مانند فرسخهاى ميانه شيراز و بندر بوشهر كه 46 فرسخ كاروانى و 38 فرسخ جغرافى است و فرسخى كه در ذيل بلوكات فارس در اين كتاب بيايد همان فرسخ كاروانى است كه چشم داشت عموم مسافرين است و فرسخهاى جغرافى ميانه قصبات فارس را اهل علم از قاعده مقرر كه به اين نزديكى بيايد از اختلاف عرض و طول آنها استنباط توانند نمود و چون شناختن عرض و طول بلاد و اقليم آنها موقوف است بر دانستن چندين دايره عظيمه و صغيره كه بر سطح كره زمين يا سطح فلك الافلاك تخيل گردد ، پس گوئيم متقدمين از حكما و

--> ( 1 ) . ( واحد مسافت معرب milia : هزار گام . ميل در روم قديم برابر 1620 يا رد انگليسى و معادل 1482 متر فرانسوى است : معادل چهار هزار ذراع و ثلث فرسخ است ( رساله مقداريه ) . نزد قدماى اهل هيئت ميل مساوى 3000 ذراع و در نزد متاخران معادل 4000 ذراع است و خلاف لفظى است زيرا آنان اتفاق دارند بر اينكه مقدار 96000 اصبع ( : انگشت ) است به حسب اختلاف ايشان در فرسخ كه آيا 9000 ذراع قدماست يا 12000 ذراع متاخران ) . ( معين ) .