ميرزا حسن حسينى فسايى
987
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
حاجى شيخ احمد « 1 » . در سال 1265 در شيراز متولد گشته ، در كنف حمايت والد ماجد خود تربيت يافته ، پاى در رتبه معارف نهاده ، محسود اماثل و اقران است . پسر دويم جناب امام جمعه است : جناب مستطاب سلاله علماى اماميه و نقاوهء فقهاى اثنى عشريه ، وحيد ممهد ، شيخ محمد . « 2 » پسر سيم و چهارم آن جناب است : جنابان مستطابان ، عالمان فاضلان ، اديبان اريبان ، جامعان سعادت ، حاويان نجابت و اصالت ، مقبول قلوب اولى الالباب شيخ عبد اللطيف « 3 » و شيخ ابو تراب مشهور به شيخ آقا « 4 » . در سال 1277 متولد شدهاند و تحصيل كمالات علميه و ادبيه را به وجهى لايق نموده ، شهوات نفسانى را گذاشته ، مستحسنات عقليه و نقليه را گرفتهاند . پسر پنجم و ششم آن جناب است : دو كوكب برج نجابت و دو اختر فلك سعادت شيخ - بهاء الدين « 5 » و شيخ على « 6 » . در سال 1288 و 89 [ 12 ] متولد شدهاند ، به اندازه رتبه خود تحصيل كمالات لايقه نموده ، محسود اقران آمدهاند . پسر دويم مرحمتپناه ، شيخ ابو تراب امام جمعه است : جناب مستطاب ، سند اعالى و مسند ارباب معالى ، متمسك به دين مبين حاجى شيخ مجد الدين . كسب كمالات لايقه را به وجه احسن كرده ، معيشتى از املاك موروثه خود نموده ، قيام به لوازم طاعات و عبادات ليالى و ايام شغل شاغل خود فرموده است . پسر سيم مرحمتپناه شيخ ابو تراب امام جمعه است : جناب مستطاب ، مستجمع علوم ، مستنبط دقايق حدود و رسوم ، خلف اسلاف و شرف اخلاف ، عالم عامل ، فاضل كامل ، متمسك بحبل اللّه القوى شيخ عبد النبى . در سال 1266 متولد شده ، تحصيل كمالات لايقه نموده ، علوم عربيه و ادبيه را بهوجهى نيكو آموخته ، در تكميل علم فقه و اصول كوشيده ، گوى سبقت را از همگنان ربوده ، مطالب علم انساب و تواريخ را بهتر از همه اندوخته است . پسر دويم مرحمتپناه ، شيخ محمد ، مشهور به شيخ مفيد زاهد است : قدوه اصحاب و اسوهء احباب ، متحلى به محاسن سنيه ، متخلى از رذائل دنيه ، جناب مستطاب حاجى شيخ هاشم . عمر شريفش را در وظائف طاعات و لوازم عبادات به سر رسانيد و آن جناب را سه نفر پسر است كه در لجه كمال و درى درجه افضالند مانند : حاجى ميرزا داود و شيخ سليمان و شيخ محمد باقر كه در تحرير قبالهجات شرعيه ، عديل و نظير « 7 » ندارد و علم اخلاقش سرآمد همه كمالات است .
--> ( 1 ) . آثار العجم ، ص 324 . پيرزاده دربارهء او مىنويسد : ( در علم حكمت فيلسوف وقت و شيخ الرئيس زمان است و دانا و عالم و با ذوق و با عشق و با اخلاق حسنه و در سوارى و اسب تازى و شكار ، گوى سبقت از شجاعان زمان برده ، تير او خطا نكند و هرگز بىشكار از صحرا به خانه برنمىگردند و با درويش و فقير و دوست و رفيق مجالس و معاشرند و از مصاحبت با فقرا خيلى خوش دارند ) . ص 62 . ( 2 ) . ر ك : سفرنامه حاجى پيرزاده ، ص 62 . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 324 ، حاجى پيرزاده لقب او را ( معين الشريعه ) نوشته است . ص 62 . ( 4 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 324 . ( 5 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 324 . مادر او همشيره صاحب ديوان بود . سفرنامه پيرزاده ، ص 62 . ( 6 ) . ( بسيار جوان معقول ، بااخلاق و خوشفطرت مىباشند ) . ( سفرنامه پيرزاده ، ص 62 ) . او داماد مؤيد الملك بود و اولادى داشت به نام ( ضياء الدين ) . سفرنامه پيرزاده ، ص 62 . ( 7 ) . در متن : ( نذير ) .