ميرزا حسن حسينى فسايى
836
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
از ياد تو غافل نتوان كرد به هيچم * سركوفته مارم نتوانم كه نپيچم چون اين معامله به سمعش رسيده ، زايد الوصف رنجيده ، دشنام بىتحاشى دادن گرفته و سقط گفتن ، سنگ برداشت و هيچ از بيحرمتى فرونگذاشت ، قاضى با خود گفت ، همانا از وقاحتش بوى سماحت مىآيد و پادشاهان سخن به صلابت گويند و باشد كه در نهان صلح جويند : انگور نوآورده ترش طعم بود * روزى دو سه صبر كن كه شيرين گردد اين بگفت و بر مسند قضا بازآمد . . . الى آخر حكايت . . . و چون شب شد ، جناب قاضى به پاى خود به منزل من آمد و از فرمايش اعلىحضرت شهريارى روحنا فداه سؤال نمود به او گفتم گويا كيفيت معامله شما با ماليهء تاجر شوشترى به عرض همايونى رسيده باشد و ارادهء انتقام را دارند ، قاضى از اين سؤال و جواب سخت بترسيد و روز ديگر اموال تاجر را به وارث او بداد . القصه : موكب اعلى روز دهم ماه شعبان « 1 » شهر كرمانشاهان را از فر قدوم مزين فرمود « 2 » و روز بيست و يكم ماه شعبان « 3 » بلده خانقين را كه اول خاك عراق عرب است و در اين روز مدحت پاشا ، والى « 4 » بغداد ، با ساير پاشايان نواحى عراق عرب و چندين هزار نفر سواره و سرباز رومى براى پذيرائى موكب همايون اعلى شرفياب حضور مبارك شدند و روز بيست و هشتم ماه شعبان شهر بغداد از فر قدوم موكب همايون مزين گرديد و اهالى بغداد دقيقهاى از دقايق خدمتگزارى را فرونگذاشتند و اعليحضرت اقدس شهريارى در باغى كه شايسته بود ، نزول اجلال فرمود و روز بيست و نهم شعبان « 5 » عزيمت زيارت حضرت كاظميين ( ع ) نمودند و اهالى بلده كاظميين « 6 » ( ع ) و خدام آستانه مباركه ، امامين همامين ( ع ) موكب اعلى را استقبال نمودند و در سفرنامه شاهنشاهى به عتبات عاليات كه به قلم سعادت رقم مبارك است چنين مرقوم است : « وارد روضهء مقدسه كاظميين ( ع ) شديم ، از بهشت جزئى و از رحمت الهى ، آيتى است » « 7 » و در وقت مراجعت به بغداد در بقعه امام اعظم ابو حنيفه فاتحه خواندند و روز سلخ ماه شعبان با ملتزمين ركاب بر كشتيهاى بخار « 8 » سوار گشته ، به عزم زيارت قبر جناب سلمان فارسى رضى اللّه عنه و ديدن مدائن خراب ، تشريف بردند و روز چهارم رمضان از بغداد انتهاض فرموده ، آستانه مباركه كاظميين ( ع ) را زيارت نمودند « 9 » و علما و سادات و خدام آستانه مباركه به حضور مهر ظهور رسيده ، هريك به قدر مرتبه مورد عنايت ملوكانه شدند و روز پنجم اين ماه تشريففرماى قريه مسيب « 10 » شده ، در كنار شط فرات ، سراپردههاى شاهنشاهى را برپا نمودند و روز ششم « 11 » را توقف فرموده ، در اين روز علما و
--> ( 1 ) . برابر با 5 نوامبر 1870 . ( 2 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 76 . ( 3 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 96 : ( روز سهشنبه ) برابر با 16 نوامبر 1870 . ( 4 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 97 . ( 5 ) . ( چهارشنبه ) سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 111 . ( 6 ) . مدفن امامان موسى الكاظم ( ع ) و محمد جواد ( ع ) هفتمين و نهمين امام شيعيان اثنى عشرى . ( 7 ) . اشاره به بيتى است از سعدى در مطلع غزل : اى از بهشت جزوى و از رحمت آيتى * حق را به روزگار تو با عنايتى ( 8 ) . در متن : ( تجار ) . ( 9 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 125 . ( 10 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 130 . ( 11 ) . سفرنامه ناصر الدين شاه به كربلا و نجف ، ص 132 .