ميرزا حسن حسينى فسايى

827

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در عهده نواب اشرف و الا حسام السلطنه صادر گرديد و ميرزا محمد قوام الدوله فراهانى از وزارت فارس معزول گرديد و حضرت اسعد و الا ، شاهنشاه‌زادهء اعظم ، ظل السلطان براى انجام كار عروسى از شيراز به جانب دار الخلافه طهران نهضت فرمود و حكمرانى مملكت فارس به نواب اشرف و الا حسام السلطنه ، سلطان مراد ميرزا برقرار گرديد . و روز چهاردهم ربيع دويم سال 1282 « 1 » ، نواب اشرف و الا حسام السلطنه و ميرزا ابو الحسن خان مشير الملك از طهران به جانب فارس حركت نمود و بعد از ورود به اصفهان اعلام نامه به نواب اشرف و الا احتشام الدوله كه علاوه‌بر برادرزادگى نسبت دامادى داشت مرقوم فرمود كه حسب الامر امناى دولت جاويدعدت بر ايالت كوه‌گيلويه و بهبهان برقرار هستيد و كارهاى ولايتى را به كاركنان خود واگذاشته ، محض ملاقات تا هرجا ممكن شود با عيال آمده باشيد و نواب معظم اليه از كوه‌گيلويه به شيراز آمده « 2 » ، عيال خود را كه صبيه مرضيه حضرت حسام السلطنه بود در شيراز گذاشته در بلوك مشهد ام النبى خدمت نواب حسام السلطنه رسيد و چون حاجى رضاى قاسى دامن خود را از لوث فتنه قوام الدوله پاك مىدانست با اطمينان خاطر در دامنه تخت جمشيد به استقبال رسيده ، از حضرت و الا كمال تفقد و ملاطفت را ديده با خاطرى شاد از تخت جمشيد بالا رفت ، چون وارد سراپردهء شاهزاده گرديد ، او را گرفته ، به طناب خبه نموده ، جنازهء او را دو شب و روزى از تخت بياويختند و اموال ظاهرى و اثاث البيت او را به مأموريت محمد قاسم خان بيضائى به غارت بردند و نواب و الا روز نوزدهم اين ماه وارد شيراز گرديد و بعد از تفتيش از حال ميرزا على خان بيگلر بيگى معلوم نمود كه به مرضى مبتلا گشته كه قابل علاج نيست اگرچه چند روزى در بستر ناتوانى بماند و نواب معظم اليه از كشتن او گذشته ، به حال خود واگذاشت و حضرت معظم اليه وزارت فارس را به ميرزا ابو الحسن مشير الملك واگذاشت [ و ] او را مطلق العنان فرمود و ايالت سبعه و لارستان را به شاهزاده مهدى قلى ميرزا پسرعم خود عنايت نمود و ضابطى كازرون را به شاهزاده سليمان ميرزا برادرزاده خود بداد و حكومت بندر بوشهر و دشتى و دشتستان را به شاهزاده اسد اللّه ميرزا نايب الاياله خواهرزادهء خود ارزانى داشت و ايالت نواحى كوه‌گيلويه ، كما فى السابق بر نواب اشرف و الا احتشام الدوله ، سلطان اويس ميرزا برقرار بماند و نواب احتشام الدوله در ماه رجب اين سال [ 1282 ] : از راه كازرون و ممسنى وارد بهبهان گرديد و چون از قديم در بلدهء بهبهان آب جارى نبود و در خارج دروازه صبوى بهبهان سه حوض آب‌انبار بزرگ ساخته بودند كه آنها را از آب مزرعه جداول حومه بهبهان پر كرده و جماعت سقا ، با مشك به خانه‌ها مىبردند و چون فصل تابستان و پائيز كه وقت احتياج زراعت به آب است مىرسيد ، رعاياى جداول مانع از آمدن آب در آب‌انبارها مىشدند و در سالى سه چهار ماه ، اهالى بهبهان به آب تلخ و شور چاه خانه‌ها گذران داشتند و چون در سنه گذشته ، نواب و الا ، احتشام الدوله اين ماجرى را دانست در فكر آمدن آب مستمرى براى بلدهء بهبهان افتادند و بعد از ملاحظه پستى و بلندى زمين از رودخانه كردستان دو فرسخ تا بلدهء بهبهان ، معلوم گرديد كه ممكن است قنات و جدولى حفر كرده ، آب رودخانه

--> ( 1 ) . برابر با 6 سپتامبر 1865 . ( 2 ) . حقايق الاخبار ، ص 308 : ( نواب و الا روز هجدهم جمادى الاولى سال مذكور وارد شيراز شد ) .