ميرزا حسن حسينى فسايى

823

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

لارستان نداشت و مهدى قلى ميرزا بعد از ورود به شهر لار در خيال تنبيه مصطفى خان افتاده ، با فوجى سرباز و جمعى تفنگچى و دو ارابه توپ از شهر لارستان به جانب بستك حركت نمود و چون به صحراى باغ رسيد معلوم داشت كه مصطفى خان گردنهء انوه را سنگر بسته به تفنگچى استوار داشته ، راه عبور را بسته است و گردنه‌هاى ديگر نواحى بستك را به طوايف فرامرزى و لارى محفوظ داشته است و چون نواب معزى اليه از مداخله در نواحى جهانگيريه و بستك مأيوس گرديد ، خود با يك نفر سوار از اردو خارج گشته ، چون به گردنهء انوه رسيد به مستحفظين راه گفت ، من مردى امينم ، از جانب شاهزاده براى مصالحه آمده‌ام و چون به تفنگچيان فرامرزى رسيد باز همان سخن را عنوان نموده ، چون به دروازه بستك رسيد ، براى مصطفى خان پيغام داد كه من شاهزاده مهدى قلى ميرزا هستم كه به مهمانى آمده‌ام ، چون مصطفى خان حقيقت واقع را دانست از دروازه درآمده ، ركاب شاهزاده را بوسيده ، او را وارد خانه خود نمود و ضيافتى كه لايق چنين مهمانى بود ، به انجام رسانيد و مهر اسم خود را به شاهزاده سپرد كه آنچه بخواهى از نقد و جنس حواله بده كه مجرى است و شاهزاده بزرگ‌منشى كرده ، دينارى را نخواسته ، عود به شهر لار نمود و مصطفى خان بعد از چند روز پيشكشى لايق روانه داشت و خود در شهر لار ، خدمت شاهزاده رسيد ، با نيل مقصود عود به بستك نمود . و هم در اين سنه [ 1276 ] : امام مسقط حكومت بندرعباس و نواحى را به حاجى احمد خان پسر حاجى محمد على تاجر مشهور به كيانى وزير مسقط و بر عمان بداد . و چون ماه محرم سال 1277 دررسيد ، اعليحضرت اقدس شهريارى ، ادام اللّه بقاه ، ايام عاشورا را به تعزيه‌دارى اهل بيت نبوت گذرانيدند و در ماه ربيع اول اين سال چندين مفسده و شوريدگى در مملكت خراسان اتفاق افتاد و امناى دولت جاويدعدت ، اصلاح آن امور را جز از نواب و الا حسام السلطنه ندانستند و در اوايل ماه ربيع اول نواب معظم اليه ، از فارس احضار به طهران گشته ، مأمور به ايالت خراسان گرديد و روز دوازدهم ماه جمادى اول اين سال از شيراز به جانب طهران حركت نمود و مقرر فرمود كه حاجى محمد كاظم كدخداى محله درب شاهزاده شيراز و حاجى ميرزا احمد كدخداى محله ميدان شاه شيراز كه هريك در خدمت نواب معظم اليه سمتى مخصوص داشتند ، تدارك سفر خراسان را ديده ، روانه مقصد شوند و چون به خراسان رسيدند حاجى محمد كاظم را كلانتر شهر مشهد مقدس و حاجى ميرزا احمد را امير ديوان‌خانه عدليه خراسان فرمود و در ماه ربيع اول همين سال فرمانفرمائى مملكت فارس باز به نواب اشرف و الا ، طهماسب ميرزا مؤيد الدوله ، حكمران سابق ، عنايت گرديد « 1 » و نواب معظم اليه ولد ارجمند خود ، نواب و الا ، اميرزاده عبد الباقى ميرزا را نايب الحكومه فرموده ، در اواسط ماه ربيع اول اين سال وارد شيراز گرديد و نواب اشرف و الا مؤيد الدوله در اوائل ماه جمادى اول آن سال كلمه العود احمد را گفته ، وارد شيراز جنت‌طراز شدند و حكومت بندر بوشهر و دشتى و دشتستان و گله‌دار و اسير و علامرودشت و بندر كنگان و بندر عسلويه را به فرزند ارجمند خود عبد الباقى ميرزا و ايالت كوه‌گيلويه و بهبهان را به مهر على خان شجاع الملك نورى و نواحى لارستان و سبعه را به ميرزا حسن على خان دريابيگى پسر جناب حاجى قوام الملك و ضابطى بلوك فسا را به ميرزا محمد على جابرى انصارى اصفهانى و داراب را به طهماسب قلى خان قزوينى عنايت

--> ( 1 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، ص 271 .