ميرزا حسن حسينى فسايى

819

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عهدهء دفع نصر اللّه خان برنيامدند ، نواب و الا ، مؤيد الدوله ، ولد ارجمند خود عبد الباقى ميرزا را كه كياستى قرين سياست داشت براى نظم نواحى سبعه و لارستان مأمور فرموده با يك فوج سرباز آذربايجانى و دو ارابه توپ در جمادى دويم اين سال [ 1274 ] : حركت كرده ، از راه سروستان و فسا و داراب وارد قصبه فرگ شده ، در باغ علىآباد ، رحل اقامت انداخت و رضا قلى خان سرتيپ ، با فوج عرب در قلعه خرابه بهمنى كه بر فراز تلى بلند ، دو فرسخ ميانه جنوب و مشرق فرگ است ، سنگر بسته ، توقف داشت و على نقى خان قراگوزلو ، با فوج سرباز درگزين ، از لارستان آمده در ناحيه بيخو « 1 » ، توقف نمود و چون نصر اللّه خان ، خود را غرق درياى غضب شاهنشاهى ديد ، از سمت طارم حركت كرده ، جمعيت خود را متفرق نموده ، در كوهستان ناحيه فين « 2 » پنهان گرديد و نواب اميرزاده عبد الباقى ميرزا ، به گمان آنكه نصر اللّه خان از نواحى سبعه گذشته ، به جانب لارستان رفته است ، از ناحيه فرگ وارد شهر لار گرديد . و عيد نوروز سال يونت‌ئيل در شب يكشنبه پنجم ماه شعبان اين سال [ 1274 ] « 3 » : اتفاق افتاد و در اين سال ميرزا عبد الوهاب خان شيرازى به لقب و منصب نايب وزارت دول خارجه سرافراز گرديد . و هم در آن سال [ 1274 ] : مفتول تلگراف « 4 » را از شهر طهران براى امتحان به خارج شهر كشيده ، بعد از آزمايش حكم به اجراى تلگراف از طهران به بندر بوشهر صادر گرديد . و هم در اين سال [ 1274 ] : روز پانزدهم ماه شعبان را كه روز ولادت باسعادت امام دوازدهم ، حضرت صاحب الامر ( ع ) است برحسب امر شاهنشاه دين‌پناه ، خلد اللّه ملكه ، عيد مذهب اثنىعشرى مقرر گرديد كه هر ساله مانند عيد مولود حضرت ختمىمآب ( ص ) و عيد مولود حضرت مولى الموالى على بن ابيطالب ( ع ) جشن دولتى در شهرهاى ايران مجرى بدارند . و هم در آن سال [ 1274 ] : نصر اللّه خان لارى كه در كوهستان فين متوارى بود ، به شجاع الملك پيغام فرستاد كه اگر كفيل كارهاى من شوى ، بعد از اطمينان به شيراز خواهم آمد و شجاع الملك ، شير خان نورى را براى استمالت او روانه فين داشته او را وارد شيراز نمود و مبلغ هزار تومان مواجب ديوانى براى او برقرار نمود . و در روز بيستم ماه محرم سال 1275 « 5 » به موجب دستخط مبارك اعليحضرت شاهنشاهى ، جناب صدر اعظم و اقوام و عشيره آن جناب از تمام مناصب ديوانى و دولتى معزول شدند « 6 » و شش نفر وزير كافى براى رتق و فتق امورات مهمه ملكى و دولتى ، در دربار معدلت‌مدار مقرر نمودند ، يك قوم را ز تارك برداشتند تاج * يك قوم را جواهر بستند بر جبين

--> ( 1 ) . از دهات خنج . ( ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ) ، 2 - از دهات بيونج سبعه . ( فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ) . ( 2 ) . از نواحى سبعه ( فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ) . ( 3 ) . برابر با 21 مارس 1858 . ( 4 ) . ( عمل تليگراف كه از غرائب صنايع روزگار است به اهتمام شاهزاده على قلى ميرزاى اعتضاد السلطنه و به تعليم و متصدىگرى موسيو را كرشش معلم توپخانه به انجام رسيد . ) حقايق الاخبار ، ص 236 ، و ر ك : ديوان سروش اصفهانى قصيده در وصف دستگاه تلگراف . ( 5 ) . برابر با 30 اوت 1858 . ( 6 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، ص 237 ببعد ، صدر التواريخ ، ص 233 تا 248 ، مخصوصا ص 241 .