ميرزا حسن حسينى فسايى
812
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
مردمى كرده سيورسات بداد و بزرگان آنها را ضيافت نمود « 1 » و مال سوارى به آنها بخشيده ، روانه شيرازشان داشت و اترم انگليس شحنه و داروغه در بندر گذاشت و حكم نمود كه اهالى بازار ، دكان و كاروانسراها را باز كرده ، مشغول معاملت شوند و ميرزا حسن على خان دريابيگى و مهدى خان سرهنگ و ميرزا رضاى كارپرداز را در كشتى نشانيده ، روانه بندر بمباى نمودند « 2 » ، پس هفتصد گاو و دو هزار گوسفند و پانصد جلد « 3 » خرما كه از بصره خريده بودند وارد بوشهر نمودند و اترم سردار انگليس كلماتى را بر صفحهاى نگاشته و مهر خود را بر او زده از دروازه بوشهر بياويخت كه « 4 » : شهر بوشهر را در چهار ساعت به زور بازوى سپاه برى و بحرى انگليس به نام نامى حضرت ملكهء معظمه مسخر داشتم و چون بيرق ايرانى را فرود آوردند ، بيرق انگليس را [ ا ] فراشتم و كشتيهاى انگليس كه در درياها تردد دارد براى اعلام مردم روى زمين ، زينت نمودند به تاريخ يازدهم ماه ديسمبر هزار و هشتصد و پنجاه و شش عيسوى نگاشته گرديد . و نيز بر صفحه ديگر نگاشتند و از دروازه آويختند : اول : آنكه چون شهر بوشهر در تحت حكومت انگليس درآمد بايد مردمش به قانون حكومت انگليس رفتار كنند ، دويم : چندانكه حكمى صادر نگشته ، اهل معاملت و تجارت از زحمت عشور معاف باشند ، سيم : آلات جنگ در نزد هر كس باشد ، ضبط خواهد شد و بىاذن دولتى هيچ مسكرى را خريد و فروش نكنند ، چهارم : جز مسكرات همه چيز از بندر بيرون برند و درآرند ، پنجم : خريد و فروش كنيز و غلام جايز نيست و همه آزادند ، ششم : هر كس در آن شهر است اگر بخواهد در زير حمايت دولت انگليس خواهد بود ، هفتم : جز مردم سپاهى و پليس بايد بىحربه باشند و مسافرين چون به دروازه آيند ، آلات حرب خود را سپرده ، داخل شهر شده بعد از فراغت آنچه را به دروازه سپرده است ، بگيرد و از پى كار خود برود . هشتم : هر كس در حمايت دولت انگليس است بايد به قواعد كيش و مذهب خود ، عبادت خداى تعالى نمايد ، نهم : هر كس در آن شهر مديون است بىضامن از دروازه بيرون نرود « 5 » ، القصه سرداران انگليس در بندر بوشهر توقف نمودند و دو فوج سرباز در ميانه شهر گذاشتند و روزى دو هزار نفر مزدور گرفته « 6 » به بستن سنگرها و حفر خندق مشغول شدند و شصت ارابه توپ در سنگرها گذاشتند و از دو جانب بوشهر كه آب دريا فراگرفته ، كشتيهاى بزرگ بازداشتند و دهان توپها را به جانب معبرها بداشتند ، پس به جمعآورى غله و علوفه حكم دادند و خلعت براى كدخدايان و كلانتران دهات دشتستان و دشتى فرستادند و روز شانزدهم ماه ربيع دويم « 7 » ، خبر گشودن بوشهر به دست سپاه انگليس
--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 254 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 725 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 725 ، ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 255 . ( 3 ) . ظرف حصيرى خرما . ( 4 ) . متن كامل اين فرمان را در حقايق الاخبار ، ص 202 و 203 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 726 و 727 ، و ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 256 و 257 ، بخوانيد . ( 5 ) . ماده نهم به صورت كامل چنين است : ( معاصى جزئيه را به قانون عسكرى مكافات دهند و اگر جرمى بزرگ باشد حكم آن با سردار جنرال صاحب است . . . ) حقايق الاخبار ، ص 203 . ( 6 ) . در منابع مختلف : ( دو فوج سرباز در شهر بازداشتند كه كس بىاجازت از دروازه بيرون نشود . . . و هر روز دو هزار تن از مردم بوشهر به مزدورى انگيختند تا در حفر خندق و بنيان سنگر به كار باشند . . . ) روضة الصفا ، ج 10 ، ص 727 ، ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 257 ، حقايق الاخبار ، ص 203 . ( 7 ) . برابر با 14 دسامبر 1857 .