ميرزا حسن حسينى فسايى

790

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ايلات و مردمان شهرى بيست و پنج سنگر در برابر عمارات ديوانى بازار و مسجد وكيل ، ساخته در هريك نزديك به صد نفر نشستند و دورى سنگرهاى فارس از سنگرهاى سرباز نزديك به پنج - شش ذرع رسيد و در ميانه ، چندين نفر از دو جانب كشته شدند « 1 » ، پس ريش‌سفيدان شهرى از نظام الدوله درخواست نمودند كه عزيز خان سرهنگ در تكيه حافظيه حاضر گشته ، سخن از در مصالحت و مسالمت كنند و چون عزيز خان خواست از شهر به حافظيه رود ، چندصد سرباز « 2 » با خود آورد ، اهل شهر را در گمان افتاد كه مقصود عزيز خان به دست‌آوردن جماعت ريش‌سفيدان است و الا اين ازدحام چرا ، و ريش‌سفيدان شيرازى براى احتياط در كار ، چند نفر تفنگچى با خود بردند و هنوز به حافظيه نارسيده ، سربازان دست تطاول را دراز نمودند و در ميانه حافظيه و شيراز ، جنگ انداختند و چون آن خبر به شهريان رسيد يك‌دفعه اهالى سنگرهاى فارس به جانب سنگرهاى سرباز يورش بردند و نظام الدوله حكم داد تا دهان توپها را گشادند و نزديك به چهل نفر از فارسيان هدف گلوله توپ گرديده و ده دوازده نفر سرباز و توپچى از گلوله تفنگچيان فارس كشته گشت و چون آواز توپ و تفنگ به گوش عزيز خان كه ارادهء گرفتن ريش‌سفيدان شهرى را داشت ، رسيد بىتأمل ، به شتاب تمام با سرباز خود را به سنگرهاى ديوانى رسانيد و جانى تازه در قالب اهالى سنگرها درآمد و چون آن اخبار به جناب امير اتابك رسيد ، امير اصلان خان پيشخدمت همايونى « 3 » را براى خاموشى آتش اين فتنه روانه شيراز بداشت و بعد از ورود او زبانه آتش جنگ فرونشست ولى خاموش نگشت و بعد از اندك وقتى ديگر امناى دولت قوىشوكت مقرب الخاقان احمد خان نوائى نايب ايشك آقاسىباشى « 4 » كه اميرى دانشمند بود ، مأمور به شيراز فرموده كه بعد از ورود پشت و روى اين فتنه را ديده ، مهيج آن را بداند و بعد از ورود احمد خان و اطلاع اعيان فارس مردم شهرى و بلوكات دست از ستيز و آويز كشيدند و احمد خان در ميان شيراز در خانهء آقا بابا خان بواناتى منزل نمود و مردمان را به وعده و وعيد آرام بداشت . و در ماه ذىحجه اين سال [ 1264 ] : حكومت و فرمانروائى مملكت فارس به نواب - اشرف و الا ، بهرام ميرزا معز الدوله « 5 » ، عم اكرم شاهنشاهى عنايت گرديد و وزارت او را به مقرب - الخاقان جناب ميرزا فضل اللّه نصير الملك علىآبادى « 6 » وزير سابق فارس بدادند و مقرب الخاقان محمد على خان ايلخانى فارس كه نزديك به سيزده سال در دار الخلافه طهران رحل اقامت انداخت در خدمت نواب معزى اليه مأمور به عود شيراز گرديد « 7 » و نواب معزى اليه و همراهان او در بيست و چهارم ذىحجه « 8 » از دار الخلافه طهران نهضت نموده در روز نهم ماه صفر سال 1265 « 9 » وارد شيراز گشته ، شوريدگيهاى مملكت را آرامى بداد .

--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 170 . ( 2 ) . ( دويست تن سرباز ) ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 171 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 171 . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 171 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 227 . ( 6 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 227 . ( 7 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 227 . ( 8 ) . برابر با 21 نوامبر 1848 . ( 9 ) . برابر با 4 ژانويه 1849 .