ميرزا حسن حسينى فسايى

788

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

تاج كيانى بر سر گذاشت و بر تخت مرصع نشست ، حاضران بارگاه تهنيت « 1 » گفتند و جواب عنايت - آميز بشنفتند و در همين شب جناب وزارت‌مآب ميرزا تقى خان « 2 » به لقب جليل اتابك كه معنى آن در ذيل عنوان اتابكان فارس ، از اين فارسنامه ناصرى نگاشته شد ، سرافراز گرديد و رتق و فتق امور سلطنتى به خط و خاتم او قرار گرفت در روز يازدهم شوال خبر آن واقعه هايله به شيراز رسيد و جناب حسين خان نظام الدوله صاحب‌اختيار فارس اطلاع يافت « 3 » ، بزرگان فارس را بخواست و واقعه را بگفت و آن روز را تعزيت بداشت و روز ديگر كلمه « السلطان ناصر الدين - شاه » بر درهم و دينار سكه زده و مجلسى براى تهنيت بياراست و از زر و سيم نو ، سكه بر مردمان بخشش نمود و پيشكشى لايق از سكه نو و كهنه ، انفاذ حضور همايونى بداشت « 4 » و چون جناب - ميرزا تقى خان امير اتابك با حسين خان نظام الدوله ، چنان كه رسم روزگار است ، دشمنى ديرينه داشت ، خدمت او را مانع از قبول گرديد و فرستادهء او را بىنيل مقصود بازگردانيد « 5 » و مردم فارس چون از حالت امير اتابك مطلع شدند با آنكه چهار نفر از آنها در هيچ كارى با هم موافق نبودند ، در خصومت با نظام الدوله ، اتفاق نمودند و يكباره در شورش بر او همدست و همداستان شدند و در اين وقت دو فوج سرباز آذربايجانى و شانزده ارابه توپ و صد نفر توپچى در شيراز در تحت اختيار نظام الدوله بود و عزيز خان مكرى « 6 » كه بعد از اندك زمانى به منصب سردارى كل سپاه منصور سرافراز گرديد در شيراز سرهنگ يك فوج سرباز بود و حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك كه شيرازهء كار شيراز بلكه اوراق فارس ، در كف كفايتش بود ، با محمد قلى خان ايل‌بيگى ايلات مواضعه نمود و در اندك زمانى نزديك پانزده‌هزار نفر جمعيت چريك از ايلات و بلوكات جمعى خود فراهم آورده ، به ازدحام تمام وارد صحراى دلگشا ، نيم فرسخى مشرقى شيراز گرديد و به اين اندازه چريك حاجى قوام الملك از شهر شيراز و بلوكات متعلقه به خود در شهر شيراز حاضر بداشت و روز ديگر حاجى قوام الملك با شكوهى تمام براى ملاقات ايل‌بيگى از شيراز درآمد ، شب را با يكديگر در خيال تدمير نظام الدوله بسر بردند و روز ديگر حاجى قوام عود به شهر نمود و پيغام براى نظام الدوله فرستاد كه اعيان شهرى و بزرگان بلوكات و ايلات در خارج شهر انجمنى نموده « 7 » ، براى حركت و توقف شما مشورتى دارند ، شما هم در آن مجلس حاضر شويد يا كسى را از خود بگماريد تا انجام كار را بدانيد و نظام الدوله ، ميرزا عبد اللّه منشى مازندرانى و عزيز خان سرهنگ مكرى را به نيابت از خود روانه مجلس شورا بداشت و بعد از حضور آنها ، فارسيان گفتند : آن پادشاهى كه نظام الدوله را به حكومت ما فرستاد تاج و تخت را وداع فرمود و ما چه دانيم كه شاهنشاه ايران ، نظام الدوله را باز به حكومت ما بدارد يا ندارد ، بهتر آن است

--> ( 1 ) . در متن : ( تحنيت ) . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 185 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 167 . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 167 . در خصوص اين جريان رجوع شود به سفرنامه ميرزا فتاح خان گرمرودى ، از ص 139 تا 172 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 167 . ( 6 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 167 . ( 7 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 168 .