ميرزا حسن حسينى فسايى
747
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
روانهء صحراى سمل « 1 » و آباد « 2 » كه از نواحى مشرقى دشتستان است فرمود « 3 » و چون شيخ عبد الرسول خان از شاهزادگان وحشت داشت از بوشهر خارج شده به دريا رفته در كشتى قرار گرفت و نواب فرمانفرما از برازجان با قليل جمعيتى و جناب مشير الملك و سالم خان برازجانى وارد بوشهر گرديده در خانه شيخ عبد الرسول خان كه مشهور به ارگ است نزول اجلال نمود و نواب رضا قلى - ميرزا ، رئيس محمد باقر پسر رئيس حسين تنگستانى را گرفته ، روانه بوشهر نمود و ضبط ناحيه تنگستان را به محمد على خان و باقر خان پسران احمد شاه خان برادر رئيس حسين واگذاشت و ميرزا جعفر خان خورموجى « 4 » و خوانين ديگر را نيز بدست آورده ، روانه بوشهر داشتند و سالم خان برازجانى را نيز در بوشهر حبس نمودند و جناب مشير الملك ، بر كشتى نشسته در غاوى « 5 » رفته ، شيخ عبد الرسول خان را مطمئن داشته ، عود به بوشهر نمودند ، روز ديگر نواب فرمانفرما ، رئيس محمد باقر و سالم خان و ميرزا جعفر خان و سايرين كه باعث غارت بوشهر شده بودند در زنجير كرده ، به دست عبد الرسول خان سپرد و شيخ سر زنجير آنها را بر دوش خود گذاشته ، از ميان بازار بوشهر گذشته ، آنها را در كشتى گذاشته ، روانه جزيره خارك داشت و بعد از مدتى آنها را جز ميرزا جعفر خان ، در دريا غرق نمود و ميرزا جعفر خان از حبس گريخته به شيراز آمد و مدتها تحصيل كمالات كرد و تاريخ نزهة الاخبار و آثار جعفرى را تأليف نمود و در ايام غيبت نواب فرمانفرما از شيراز ، ميرزا على اكبر قوام الملك كه بيشتر اوقات از محمد على خان ايلخانى قشقائى ، نقارى در خاطر داشت و مشير الملك از مخالفت آنها روزى را به آسايش مىگذاشت و چون خاطر اين دو نفر از مشير الملك رنجيده شد ، با هم موافق گشته ، براى استوارى وفاق ، بناى مواصلت را گذاشتند كه صبيه جناب قوام الملك را در حبالهء نكاح محمد قلى خان برادر ايلخانى درآوردند و دختر ايلخانى را در عقد ازدواج ميرزا فتح على خان پسر جناب قوام الملك بياوردند و چون اين خبر در بوشهر به مشير الملك رسيد ، دانست كه اين وفاق براى نفاق با او است « 6 » ، پس در مقام علاج برآمده ، روى مطلب را به جانب فرمانفرما انداخت كه مقصود از اين مواصلت گسيختگى از نواب فرمانفرما و پيوستگى به حضرت وليعهد نايب السلطنه عباس ميرزاست و چنان خاطرنشان داشت كه نواب فرمانفرما را مجال درنگ نگذاشت و بندر بوشهر را به جمال خان شيرازى پيشكار شيخ عبد الرسول خان واگذاشت و شيخ عبد الرسول خان را براى اصلاح امور فارسيان ملازم ركاب خود داشته به جانب شيراز شتافت و بعد از ورود به شيراز قوم الملك براى رضاجوئى نواب فرمانفرما معروض داشت كه مقصود ما از اين مواصلت استحكام رشته خدمتگزارى اين بنده و ايلخانى بود چنانچه پسنديدهء خاطر مبارك نباشد قطع اين مواصلت را به آسانى توانيم نمود و پيشكش لايق قرين مدعا داشته ، عقد مواصلت را از هر دو جانب به طلاق منفسخ نمودند . و هم در اواخر اين سال [ 1247 ] : ميرزا منصور خان بهبهانى كه مدتى از ايالت موروثى
--> ( 1 ) . سمل : ناحيهاى در حدود 25 ميلى شرق بوشهر . در گفتار دوم فارسنامه ناصرى ، سمل از دهات ناحيه زنگنه دشتستان دانسته شده است . ( 2 ) . آباد : ناحيهاى در 6 كيلومترى جنوب سمل . در گفتار دوم فارسنامه ناصرى ، آباد از دهات زنگنه دشتستان است . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 34 . ( 4 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، خورموجى ، ص 14 . ( 5 ) . امروزه در بوشهر : « غووى » : جائى كه كشتىهاى بزرگ مىايستند و بار خود را در كشتىهاى كوچك تخليه مىكنند . همين جلد ، ر ك : ص 750 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 35 .