ميرزا حسن حسينى فسايى

744

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اجلال فرمود و جناب عبد اللّه خان امين الدوله اصفهانى را براى تفريغ محاسبات مملكت فارس ، روانه شيراز نمود و در قصبه قمشه خدمت نواب حسين على ميرزا فرمانفرماى فارس كه براى شرفيابى حضور مبارك شاهنشاهى آمده بود ، رسيد و در خدمت نواب معزى اليه عود به چمن قهنير نمودند و شهريار ديندار ، ايام عاشورا را به استماع ذكر مصائب اهل بيت نبوت ( ص ) پرداخت و روز چهارم ماه صفر اين سال « 1 » ، موكب همايون از چمن قهنير نهضت فرموده ، از راه كوهستان و كنارهء رودخانه زاينده‌رود ، در قريه ده كرد چهارمحال اصفهان ، قبه بارگاه را برافراشت . « 2 » و در ششم ماه صفر اين سال [ 1247 ] « 3 » ولادت باسعادت شاهنشاه ايران ، اعليحضرت ناصر الدين شاه قاجار ادام اللّه عمره و شوكته ، از بطن نواب مهد عليا ، دختر خجسته اختر اميركبير محمد قاسم خان ، ولد ارجمند اميركبير جنت مسير ، سليمان خان نظام الدوله پسر امير محمد خان قاجار ، اتفاق افتاد « 4 » و حضرت نايب السلطنه ، عباس ميرزا وليعهد كه نواحى يزد و كرمان را نظمى بسزا داده بود ، برحسب فرمان همايونى در روز غره ماه ربيع دويم « 5 » ، از كرمان وارد ده كرد گرديده ، مورد عنايتها شده ، مأمور به نظم مملكت خراسان گرديد و معادل پنجاه‌هزار تومان وجه نقد ، براى تدارك سرباز و سوار و توپخانه ، از خزانه عامره ، تسليم كارگزاران نواب معزى اليه نمودند و ايالت مملكت كرمان به نواب سيف الملوك ميرزا « 6 » ، پسر نواب على شاه ظل السلطان ، داماد نواب نايب السلطنه ، عنايت گرديد پس موكب و الا ، وارد دار السلطنه اصفهان گرديد و بعد از آسايش از سفر ، جناب امين الدوله به محاسبه چندين ساله فارس پرداخت و مشخص داشت كه دويست هزار تومان از اصل ماليات باقى است و چون از نواب فرمانفرما حسين على ميرزا مطالبه داشتند ، اعتراف به صحت محاسبه داشته ، متمسك به خرابى نواحى فارس به سبب نزول بلاى و با و هجوم ملخ مصرى گرديد و شهريار معدلت شعار تمامت آن دويست هزار تومان را به صيغه تخفيف بلوكات فارس عنايت و شفقت فرمود « 7 » و نواب فرمانفرما ، مقضى المرام گرديد و برحسب فرمان اعليحضرت صاحبقران ، شاهزادگان عظام ، هلاكو ميرزا و ارغون ميرزا و اباقا خان ميرزا و اوكتاىقاآن ميرزا « 8 » ، پسران نواب حسن على ميرزا ، شجاع السلطنه و شكر اللّه خان نورى كه مدتى از فارس رفته بود ملتزم ركاب نواب فرمانفرما گشته ، روانه شيراز شدند و شكر اللّه خان ، حسب الامر نواب معزى اليه ، اهل و عيال خود را از طهران طلبيده ، عود به شيراز نمودند .

--> ( 1 ) . برابر با 15 ژوئيه 1831 . ( 2 ) . ( از چمن قهنير حركت كرده عصر همانروز چمن سنگباران را كه از حضرت خاقان به چمن گلباران لقب يافت مضرب خيام فرمود و بواسطه نزاهت قرب يك ماه در آن چمن توقف افتاد ) روضة الصفا ، ج 9 ، ص 742 ، و ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 57 . ( 3 ) . برابر با 17 ژوئيه 1831 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 742 ، حقايق الاخبار ، ص 21 . ( 5 ) . برابر با 9 سپتامبر 1831 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 744 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 747 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 747 .