ميرزا حسن حسينى فسايى
720
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و چون طريقه سلسله شاه نعمت اللّه ماهانى كرمانى « 1 » از زمان پيش از سلاطين صفويه انار اللّه برهانهم در ممالك ايران رواج داشته و تشيع آن سلسله به اثبات رسيده و بسيارى از علما و مشايخ اثنىعشريه آن طريقه را پسنديده و دست ارادت به بزرگان آنان دادهاند « 2 » و در اين سالها حاجى محمد حسين اصفهانى از اولاد شيخ زين الدين و حاجى محمد جعفر قراگوزلو همدانى به رياضت و زهد معروف گشتند و جماعتى به ارادت آنها پيوستند از جمله على خان اصفهانى وزير شاهزاده نواب محمد رضا ميرزا والى گيلان و رشت بود و بواسطه ارادت آن وزير نواب محمد رضا ميرزا نيز ميلى به ارادت حاجى محمد حسين شيخ زين الدين و حاجى محمد جعفر قراگوزلو نمود و جماعتى از پيروان اين طريقه در گيلان مجتمع گشتند و از نواب معزى اليه عنايتها ديدند و مردمانى ديگر بىسر و پا خود را در زمره آنها انداخته و از نوال شاهزاده كيسهها اندوخته ، در كار لهو و لعب صرف مىنمودند و علماى گيلانى چنين پنداشتند كه اين جهال نادان حقيقة از سلسله نعمت اللهىاند و اين اعمال را از پير و مرشد خود اجازت يافتند و به اين خيال از نواب معزى اليه شاكى گشته ، عريضهها به دربار معدلتمدار فرستادند و شهريار تاجدار به عزم شكار و تفرج طارم ، براى تحقيق اين مراتب از دار الخلافه طهران نهضت فرمود و بعد از ورود به طارم ، نواب محمد رضا ميرزا و عمال گيلان را احضار فرمود و على خان اصفهانى را از وزارت نواب معزى اليه معزول فرمود و جماعت بيدينان را از نواحى ازعاج نمود و برخى را مغلول داشت و چون آن جماعت به دروغى خود را به جناب حاجى محمد جعفر قراگوزلوى كبودرآهنگى همدانى نسبت مىدادند فاضل خان گروسى جارچىباشى كه مردى اديب و فاضلى اريب بود مأمور گرديد كه به همدان رفته ، هزار تومان از حاجى محمد جعفر قراگوزلوى كبودرآهنگى به جريمه گناه گيلانيان بازيافت كند و فاضل خان مأموريت را به انجام رسانيد . « 3 » و حضرت شهريار تاجدار در بيست و هفتم ماه جمادى اول سال 1236 « 4 » عود به طهران فرمود و در اواخر بهار و اوايل تابستان اين سنه توشقانئيل در صحراى فلارد « 5 » و خان ميرزاى « 6 » سرحد شش ناحيه فارس كه به سبزكوه « 7 » و چغاخور « 8 » از نواحى بختيارى پيوسته است ميانه ايلات قشقائى فارس و طوايف بختيارى براى ييلاق و چراگاه نزاع و جدال اتفاق افتاد و چندين نفر از هر دو جانب كشته گشت و در آخر كار فتح از طرف قشقائى بود و چون اين خبر در شيراز به نواب حسين على ميرزا فرمانفرما رسيد ، جانى خان قشقائى ايلخانى ايلات فارس را براى اصلاح ذات البين روانه فلارد نمود و جماعت بختيارى به اصلاح ايلخانى راضى نگشته ،
--> ( 1 ) . متولد 22 رجب 730 هجرى ، متوفى به اقوال مختلف : به سال 827 تا 834 هجرى . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 581 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 582 . ( 4 ) . برابر با 28 مارس 1821 . ( 5 ) . ( فلارد ) : يكى از 6 ناحيه سرحد شش دانگه فارس است كه قصبه آن نيز فلارد است كه پنج فرسخ مغربى سميرم است . ( همين كتاب ، ج 2 ) . ( 6 ) . ( خان ميرزا ) ، نه فرسخى ميانه شمال و مغرب سميرم است . ( همين كتاب ، ج 2 ) . ( 7 ) . سبزكوه : كوهى است در جنوب شرقى ناحيه بختيارى . ( جغرافياى سياسى كيهان ، ص 430 ) . ( 8 ) . نام محلى است در چهارمحال بختيارى كه ييلاق ايل بختيارى است و دشتى پروسعت . در مرآت البلدان ، ج 4 ، ص 251 : ( چقاخور ) ضبط شده است .