ميرزا حسن حسينى فسايى

717

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

صاحب خبوشان كه در تربت حيدريه بود ، چون اخبار ورود اعليحضرت شاهنشاهى با پنجاه هزار نفر لشكر و محاصره خبوشان را شنيد بىاختيار حركت نمود چون دخول در خبوشان را ممكن نداشت در قلعه شيروان ده فرسخى خبوشان فرود آمد و نواب شاهزاده محمد تقى ميرزا « 1 » مأمور به محاصره قلعه شيروان گشته به امر محاصره پرداخت و رضا قلى خان زعفرانلو در ششدر حيرت بماند و ناچار شده ، جناب ميرزا شفيع صدر اعظم را شفيع نموده ، براى اطمينان خاطر خود ، استدعاى حضور آن جناب را نمود و امناى دولت رفتن جناب صدر اعظم را مقرون به مصلحت ديدند و آن جناب با چند نفر از مخصوصان از خبوشان حركت نمود و ده فرسخ را راه طى كرده ، وارد قلعه شيروان گرديد و مدت هشت « 2 » روز توقف نمود و آنچه را از نصايح و وعد و وعيد به رضا قلى خان القا نمود ، ابدا مؤثر نگشت كه گفته‌اند : آه سعدى اثر كند در كوه * نكند در تو سنگدل اثرى « 3 » با آنكه پدر پيرش امير گونه خان كه از ظلم آن پسر در قلعه شيروان محبوس بود ، به محبت پدرى به او گفت كه چنين صدر جليل القدرى را به استمالت تو مأمور كنند بايد سر خود را بر كف دست گذاشته ، راه اردوى اعلى گير [ ى ] ، اگر ترا كشتند دولت را عار است و اگر زنده گذاشتند ترا مايهء اعتبار « 4 » ، نصيحت آن پير سالخورده را نيز نشنود و جناب صدر اعظم عود به اردو نمود و روز ديگر به فرمان خديو دادگر نواحى خبوشان را تاختند و آباديها را سوختند « 5 » ، پس رضا قلى خان ، علما و سادات را شفيع نمود و پسر و دختر و زن خود را به گروگان فرستاد كه حضور او را در اين وقت به سال ديگر حواله كنند و حضرت شاهنشاهى شفاعت علما و سادات را قبول فرمود و گروگان رضا قلى خان را روانه شهر مشهد مقدس نمود « 6 » و چون اين اخبار به محمد رحيم خان پادشاه خوارزم رسيد خود را از نزديكى به اقصى بلاد كشيد و در نيمهء ماه شوال اين سال : [ 1233 ] « 7 » پادشاه بىهمال ، خبوشان را گذاشت و به عزم زيارت آستانه رضويه به جانب مشهد مقدس نهضت فرمود و چون به دروازهء خيابان شهر مشهد رسيد از اسب پياده گشت و در هر چند قدم بر خاك ضراعت مىافتاد و از شدت رعايت ادب از دار الحفاظ پيشتر نرفت و در آستان حرم محترم ، در جائى كه ضريح مقدس در نظر بود با گردن كج ، ايستاده ، اشك را از چشم جارى نمود و به زيارت مشغول گرديد و شش روز در خارج شهر مشهد مقدس توقف نمود و صحنى تازه در پايان پاى مبارك رضوى ( ع ) بنا نهاد و ده هزار تومان براى مصارف آن ادا فرمود « 8 » ، پس رايات فيروزى آيات را به جانب طهران برافراشت . « 9 » و روز هفدهم ماه ذىحجه اين سال : [ 1233 ] « 10 » عرصه دار الخلافه رشك جنات اربعه

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 567 . ( 2 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 306 : ( يكهفته ) ، ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 570 . ( 3 ) . در غزلى به مطلع : گر كنم در سر وفات سرى * سهل باشد زبان مختصرى ( 4 ) . در متن : ( اعتبار و ) . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 306 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 570 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 306 . ( 7 ) . برابر با 18 اوت 1818 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 572 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 307 . ( 9 ) . ( در روز هشتم ذىحجه ) ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 573 . ( 10 ) . برابر با 18 اكتبر 1818 .