ميرزا حسن حسينى فسايى
711
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
مشهور به بازار مير يوسفى است كه بازارى از جانب دروازه اصفهان شيراز بر بازار كريم خان وكيل افزود و ظاهر او را مانند بازار وكيل نمود اين الثرى و الثريا « 1 » تفاوت ميان اين دو بازار همان تفاوت ميان دو بانى آنهاست و وزارت مملكت فارس در اوائل اين سنه به جناب ميرزا - زين العابدين كاشانى كه خط نسخ تعليق را بعد از مير عماد الدين خوشنويس كسى چون او ننوشت ، برقرار گرديد . و هم در اين سال : [ 1229 ] حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى را به سفارت دولت روس مأمور داشتند كه بهر نحو باشد ، بلادى را كه از آنجانب رود ارس تصرف نمودهاند ، استرداد كنند و مبلغ دههزار تومان وجه نقد و دو زنجير فيل و ده اسب بىعديل و صد طاقه شال كشمير و ده رشته مرواريد بىنظير و چند دانه لعل بدخشانى و ياقوت رمانى و شمشيرهاى خراسانى و زرىهاى مفتولباف اصفهانى و قوطيهاى مرصع فادزهر حيوانى شبانكاره و قاليهاى هراتى براى هديه حضرت ايمپراطور و اعيان آن دولت ، تسليم حاجى ميرزا ابو الحسن خان گرديد و بعد از حركت او معادل چهلهزار تومان ديگر براى او فرستادند كه در راه استرداد ولايات صرف نمايد و عاقبت به نوميدى بدل شد آخر آن اميدوارىها . و هم در اين سال : [ 1229 ] سرگوراوزلى بارونت ايلچى بزرگ دولت بهيه انگليس به ميل خاطر عازم انگلستان گرديد و مستر موريه « 2 » را به نيابت خود گذاشت و او را ايلچى كوچك گفتند و از راه پطرزپورغ روانه گرديد و موكب فيروزى كوكب در يازدهم ربيع دويم اين سال « 3 » از طهران حركت نمود و در چمن فيروزكوه نزول اجلال فرمود و بعد از فراغت از تفرج و شكار ، تشريففرماى چشمه على دامغان كه تركان او را على بلاغ گويند گرديد « 4 » و در اين منزل محمد زمان خان قاجار عز الدينلو « 5 » والى استرآباد كه مدتى سر از چنبر اطاعت كشيده بود ، گرفتار كمند فرستادگان پادشاه جمجاه گشته ، بعد از حضور از هر دو ديده نابينا گرديد و موكب اعلى از چشمه على دامغان نهضت فرموده ، در اواخر ماه رمضان اين سال : [ 1229 ] وارد طهران گرديد . و در اين سال : [ 1229 ] ميرزا باقر فامورى سررشتهدار مملكت فارس و ضابط كازرون كه از جانب مادر پسر عمه حقيقى نگارنده اين فارسنامه ناصرى و از جانب پدر پسر مرحوم حاجى سيد يوسف مجتهد ثورنجانى كازرونى بود ، براى نظم زراعت از شيراز به فامور رفت و مير شمس الدين نورانى كازرونى كه نوكر ميرزا باقر بود در ميانهء فامور و داين كازرون ، به گلوله تفنگ آن سيد عالىمقام را كشت و بعد از دو ماه ملا شاه محمد ، نوكر ديگر ميرزا باقر ، مير شمس الدين را كشت و در كرياس مسجد نو شيراز غلام سياه مير شمس الدين ، ملا شاه محمد را كشت و در همان روز نواب فرمانفرما حسين على ميرزا ، غلام سياه مير شمس الدين را كشت ، فاعتبروا يا اولى الابصار .
--> ( 1 ) . نظير : ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ، يا : چراغ مرده كجا ، شمع آفتاب كجا . ر ك : امثال و حكم ، ص 330 . ( 2 ) . James Justinian Morier متولد 1780 متوفى 1849 ، نويسنده سفرنامه حاجى بابا اصفهانى در 1824 . او تهران را در ششم اكتبر 1816 ترك گفت . و ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 502 . ( 3 ) . برابر با 2 آوريل 1814 . ( 4 ) . يكى از قرارگاههاى تابستانى شاهان ايران كه حدود 9 ميل در شمال غربى دامغان است . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 257 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 504 .