ميرزا حسن حسينى فسايى
689
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
جانب آذربايجان افراشته ، چمن سلطانيه را لشكرگاه فرمود و در روز شانزدهم ماه ربيع اول اين سال « 1 » موكب و الا حركت فرموده ، در روز سيزدهم ماه ربيع دويم « 2 » ، اخبار فتح و فيروزى از جانب نواب نايب السلطنه و غلبه بر سپاه روس و فرار سردار آنها به مسامع عز و جلال رسيد . و در همين اوقات از جانب رشت خبر آمد كه سپاه روس از دريا عبور كرده ، بندر انزلى را تصرف نمودند و به اهتمام ميرزا موسى منجمباشى رشتى والى گيلانات آنها را شكست داده ، فرار كرده از خشكى به دريا گريختند و چون احتمال مىرفت كه سپاه روس باز عود به گيلانات كنند ، لهذا خاقان زمان براى عواقبانديشى و قرب جوار ، از آب ارس گذشته در منزل اصلاندوز « 3 » ، قبه خرگاه را به اوج مهر و ماه رسانيد و بعد از چند روزى از جانب نواب نايب السلطنه خبر رسيد كه در چندين مصاف با ايشپخدر و سپاه روس ، مصاف داده ، در همه وقت فتح و ظفر نصيب نواب معزى اليه گشته ، فيروزى يافته است و در برابر آن زحمات ايالت ممالك آذربايجان و قراباغ از حدود قاپلانكوه « 4 » تا دربند « 5 » به عهدهء اهتمام وليعهد دوران ، نايب السلطنه مقرر فرمود ، پس موكب فيروزى كوكب در اواخر ماه جمادى اول اين سال [ 1220 ] « 6 » : عرصهء دار الخلافه طهران را به وجود خود زينت داد و هر روزه از جانب آذربايجان و قراباغ و ارمنستان خبرى مىرسيد كه ايشپخدر سردار سپاه روس از فلانجا گذشت و با فلان سردار ايرانى مصاف داد ، گاهى مغلوب و گاهى غالب آمد تا آنكه در روز ششم ماه ذىحجه اين سال [ 1220 ] « 7 » : سر و دست او را از آذربايجان در حضرت خاقان جهان فتح على شاه رسانيدند و جناب ملك الشعرا فتح على خان صبا تخلص قصيدهاى در اين باب گفته و در معنى را سفته است : لوحش اللّه پيكرت آسود از پيكار روس * اينك اينك خاك درگاهت سر سالار روس و تفصيل آن بر اين وجه است كه چون اردوى روس نزديك باكوبه آمد ايشپخدر حيلتى انديشيد كه حسين قلى خان « 8 » حاكم باكوبه را فريب دهد و روى دل او را به وعده و عطا با خود كند ، پس رسولى چربزبان را به جانب خان فرستاد و ملاقات او را طالب گشت و حسين قلى خان قبول نمود و در برابر حيلت او كيدى نمود و در ميانهء اردوى ايشپخدر و شهر باكوبه محلى را براى ملاقات معين نمود و روز ديگر حسين قلى خان و ابراهيم خان پسرعموى او و دو نفر ديگر از باكوبه به ميعادگاه رفتند و ايشپخدر نيز با سه نفر حاضر گشت و در ميانهء سؤال و جواب ، ابراهيم خان تفنگ خود را از پس پشت ايشپخدر بگشاد كه گلوله آن از سينهاش
--> ( 1 ) . برابر با 14 ژوئن 1805 . ( 2 ) . برابر با 11 ژوئيه 1805 . ( 3 ) . در سمت راست ساحل رود ارس نزديك دهانه قرهسو . ( 4 ) . يا قافلانكوه : كوهى است در جنوب شرقى آذربايجان . ( معين ) در مشرق ميانه . ( 5 ) . شهرى در قفقاز كه در كنار درياى خزر است و تا قبل از سلطنت فتح على شاه شمالىترين شهر مرزى ايران بهشمار مىرفت . ( معين ) ( 6 ) . در حدود 20 اوت 1804 . ( 7 ) . برابر با 25 فوريه 1806 . ( 8 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، بهبودى ، ج 1 ، ص 142 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 415 .