ميرزا حسن حسينى فسايى
678
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و هم در اين سال : [ 1215 ] سرجانملكم « 1 » ، سفير كبير دولت بهيه انگليس از جانب پادشاه سنى الجوانب شاهنشاه انگلستان و هندوستان كه از معتمدين آن دولت و اميرى باحشمت و صولت بود با نامه محبت ختامه و تحف و هداياى نفيس به دربار فلك تأسيس شاهنشاه ممالك ايران مأمور گرديد و بعد از خبر ورود او به بندر بوشهر حسب الامر داراى جمشيد شوكت پرويز حشمت ، فتح على خان نورى « 2 » نايب ايشكآقاسى ديوان اعلى به مهماندارى او معين آمده ، روانه فارس گرديد و سفير كبير را با احترامى تمام از بندر بوشهر و شيراز و اصفهان و قم و كاشان وارد طهران نموده در سراى جناب حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله شيرازى فرود آمده ، منزل نمود و از طرز مهماندارى آن وزير بىنظير رنج سفر و كربت غربت را فراموش كرده ، بعد از دو سه روز شرفياب حضور مبارك شاهى گرديد و از محاسن تقرير و مكالمات دلپذير آن سفير كبير ، منظور نظر كيميااثر پادشاه عدالتگستر آمد و روز ديگر تحفههاى فرنگستان و هداياى هندوستان از پيشگاه شاهنشاهى گذرانيده ، به نهايت مقبول و مطبوع افتاد و عهدنامهاى كه از جانب امناى دولت انگلستان به مهر فرمانفرماى هندوستان مختوم بود ، ابراز نمود و امضاى آن از كلكمنشيان عطارد توأمان مرقوم و به مهر جناب حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله مختوم گرديده به آن سفير كبير سپردند و آن عهدنامه مشتمل بر اين پنج فصل بود : فصل اول : به خواست خدا ، دوستى اين دو دولت عظمى ابدا برقرار خواهد بود . فصل دوم : هرگاه جماعت افغان ارادهء هندوستان كنند شاهنشاه جمجاه ، از مملكت ايران لشكر بر ايشان كشد و اخراجات آن لشكركشى را امناى دولت انگريز موافق ثبت و ضبط مباشرين دولت عليه ايران تسليم نمايند . فصل سيم : هرگاه يكى از سلاطين افغان به يكى از اين دو دولت عظمى صلح نمايد ، آن دولت ديگر نيز بايد شريك در صلح باشد . فصل چهارم : هرگاه افغان يا دولت فرانسه با دولت عليه ايران بناى جنگ گذارند دولت بهيه انگريز امداد به دولت عليه ايران نمايد . فصل پنجم : دولت عليه ايران ، اهل فرانسه را نگذارد كه در سرحدات ايران از دريا و خشكى محل توقف ساخته ، بار اقامت اندازند . و سفير كبير بعد از انجام مهام سفارت به اعطاى شمشير و خنجر مرصع سرافراز آمد و از جانب سنى الجوانب اين دولت عليه ، حاجى خليل خان كراوغلى قزوينى ملك التجار مأمور به سفارت هندوستان گرديد و تحف و هداياى مملكت ايران را آنچه سزاوار بود به او سپردند و به مصاحبت و مرافقت سرجانملكم سفير كبير در اواخر ماه مبارك رمضان اين سال : [ 1215 ] از طهران روانه مقصد شدند . و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل در روز ششم ماه ذىقعده اين سال [ 1215 ] « 3 » : اتفاق افتاد . و هم در اين سال [ 1215 ] : كوكب اقبال جناب حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 365 ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 12 - نام او Sir John Malcolm است . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 365 . ( 3 ) . برابر با 21 مارس 1801 .