ميرزا حسن حسينى فسايى
637
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
على قلى خان به جندق ، محمد حسن خان شكست يافته ، در قلعه جندق متحصن گرديد و حاجى على قلى خان به عهد و سوگند او را بدون ضرر مال و جان امان داده به اصفهان آورد و جعفر خان نقض عهد كرده ، او را حبس نمود و حاجى على قلى خان را آزرده خاطر فرمود براى آنكه اهالى گرمسيرات فارس ، خلاف پيمان را گناهى بزرگ مىشمارند و حاجى على قلى خان و خوانين ليراوى و اعيان فارس كه در ملازمت نواب جعفر خان ، از سوء سلوك او رنجيده بودند ، متفق گشته جعفر خان را گذاشتند و به اوطان خود شتافتند و حضرت شهريار كامگار آقا محمد خان از طهران به جانب اصفهان نهضت فرمود و چون اين خبر به نواب جعفر خان رسيد بىتأمل به جانب شيراز گريخت و حضرت خاقان آقا محمد خان ، بىتكلف خاطر وارد شهر اصفهان گرديد و برادر والاگهر خود نواب جعفر قلى خان را با شش هزار كس مأمور به توقف در اصفهان فرمود و خود به چمن سنگباران « 1 » آمد و خبر رسيد كه على خان خمسهاى ، سر از اطاعت كشيده است « 2 » ، لاجرم به جانب خمسه شتافت و چون نزديك شد ، على خان از كردهء خود پشيمان شده ، به قدم اعتذار استقبال نموده ، مورد عفو و عطوفت گرديد و موكب و الا چند روزى در بلدهء زنجان توقف فرمود پس به دولت و اقبال و حشمت و جلال وارد دار السلطنه طهران گرديد و نواب جعفر خان بعد از ورود به شيراز ، عبد الرزاق كاشى را براى استمالت حاجى على قلى خان به كازرون فرستاد و به عهد و پيمان كه به هيچ وجه ضررى به او نرساند ، مطمئن ساخته ، او را به شيراز آوردند و بعد از چند روزى به عذرى نالايق او را در ارگ وكيلى محبوس داشت و بعد از گذشتن تابستان به جانب كوهگيلويه نهضت نمود ، چون به بلده كازرون رسيد « 3 » ، سه ماه توقف نمود و محمد خان برادر خود را رتبه سردارى داده ، براى تنبيه طوايف ممسنى مأمور گرديد و بعد از ورود نظمى كامل داده ، عود به كازرون نموده ، در خدمت نواب جعفر خان عازم بهبهان شدند و چون شيخ غضبان بنى كعب « 4 » والى فلاحى و محمره بناى نافرمانى را داشت ، نواب جعفر خان ، محمد خان سردار و عبد اللّه خان برادران خود را مأمور به غارت بنى كعب نمود و بعد از ورود غنيمتى فراوان بدست آوردند و در مراجعت طايفه جانكى بختيارى را گوشمالى داده ، وارد بهبهان شدند و نواب جعفر خان تمامت زمستان را در بهبهان توقف نمود . و عيد نوروز سنه قوىئيل « 5 » در روز [ چهارشنبه ] « 6 » از سال 1201 اتفاق افتاد و روز پنجم از عيد نوروز ، نواب جعفر خان از بهبهان « 7 » به جانب شيراز نهضت نمود و چون از صيد مراد خان زند بدگمان شده بود او را و شاه مراد خان برادرش را با جمعى از زنديه در ارگ حبس نموده ، رفيق حاج على قلى خان شدند و چون تقى خان والى يزد ، چندى از خدمت تقاعد نمود ، نواب جعفر خان براى تنبيه او از شيراز به جانب يزد نهضت نمود و چون به قصبه ابرقو
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 202 . ( 2 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 294 . ( 3 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 298 . ( 4 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 299 . ( 5 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 209 : سنه پيچىئيل ، برابر با اول جمادى دويم ، و مقارن با 21 مارس 1787 . ( 6 ) . در متن ندارد ، با توجه به ذيل تاريخ گيتىگشا ، ص 298 ، كامل شد . ( 7 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 300 .