ميرزا حسن حسينى فسايى

625

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مازندران روانه داشت و چون راه را نزديك نمود ، اهالى لاريجان خدمت او را غنيمت شمرده ، او را به محال خود درآوردند و نواب آقا محمد خان از بلدهء بارفروش با سپاه قاجار و مازندران به استقبال او آمده ، در سبزه‌ميدان مصاف داده ، اميرگونه خان شكست يافته ، به جانب طهران فرار نمود « 1 » و نواب آقا محمد خان بعد از اين فتح ، نواحى سمنان و دامغان و شاهرود و بسطام را ضميمه استرآباد و مازندران فرمود . و چون زمان محاصره شيراز به شش ماه رسيد « 2 » ، مردم شهر درهاى خانه‌هاى خود را به جاى هيزم سوزانيدند و اهالى اردوى على مراد خان درختهاى باغستا [ نها ] را تمام نمودند و چون زمان محاصره به نه ماه رسيد معادل شش هفت هزار نفر از لشكر داخلى شيراز و سپاه خارجى به قتل رسيده بودند و بيش از اينها از طرفين به فرمان نواب صادق خان و نواب على مراد خان از حليهء چشم و گوش و بينى و دست و پا ، عارى گشتند و آذوقه در شيراز به درجهء قحط و غلا رسيد و قيمت غله از قرار يك من تبريزى به دو هزار و پانصد دينار « 3 » ، داد و ستد نمودند و فرقى در ميانهء اجناس نمىگذاشتند ، تمامت حبوبات به يك نرخ بود و يك فرد گاو به پانزده تومان رسيد و زمان محاصره به سال كشيد تا آنكه جماعت باجلان و فيلى « 4 » كه مستحفظ دروازهء باغ شاه بودند با اكبر خان كه در سنگر نزديك آنها توقف داشت موافقت نموده ، صبح يكشنبه هيجدهم ماه ربيع اول سال 1196 سنه اودئيل ، اكبر خان را به آواز بلند ، طلب داشته ، دروازه باغ شاه را به تصرف او دادند و اكبر خان جمعى را كشته وارد شهر گرديد و على نقى خان با جماعتى سر راه را بر اكبر خان گرفتند و نزديك شد كه او را شكست دهند كه خبر آوردند فوجى ديگر دروازهء شاه داعى الى اللّه را گرفتند و على نقى خان فرار كرده ، در ارگ خدمت صادق خان رفت و اكبر خان تمامى شهر را تصرف كرده ، بيشتر محلات را غارت نمود و صادق خان در ارگ متحصن گشت و بعد از دو روز از در مصالحه درآمده ، ارگ را به تصرف اكبر خان داد و روز ديگر ، اكبر خان ، به فرمان على مراد خان ، صادق خان و تقى خان و على نقى خان را اولا از حليهء بصر عارى نمود و بعد از دو سه ساعتى ، هر سه نفر را به قتل رسانيد « 5 » و حسن خان پسر كوچك صادق خان در ايام محاصره ، وفات يافته بود و على مراد خان روز بيست و دويم همين ماه « 6 » ، به استقلال تمام وارد شيراز گرديد و در عمارات ديوانى كريم خانى منزل نمود و مدت يك ماه به مدارائى گذرانيد و ايالت فارس را نامزد حقير « 7 » نمود و مبلغ شش هزار تومان پيشكش دادم پس با فساد مفسدين كه خبر از تلون مزاج على مراد خان

--> ( 1 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 247 . ( 2 ) . روزنامه كلانتر ، ص 79 . ( 3 ) . در عهد كريم خان بنا به نقل رستم التواريخ ( ص 311 تا 317 ) ، گندم يك من به وزن شاه ، پنجاه دينار بود و گاو آبكش خوب يك راس يك تومان و گوسفند نر فربه يك راس پانصد دينار . ( 4 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 242 . ( 5 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 243 ، روزنامه كلانتر ، ص 81 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 161 . ( 6 ) . روزنامه كلانتر ، ص 79 . ( 7 ) . منظور ميرزا كلانتر است و عبارت منقول از روزنامه كلانتر ، ص 79 .