ميرزا حسن حسينى فسايى
599
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
براى محافظت آنها گماشت كه در قريهء گويم « 1 » پنج فرسخى شيراز كه بر سر راه اردكان « 2 » و دشمن - زيارى ممسنى است ، توقف كند و چون نواب وكيل اطلاع يافت ، شيخ على خان با جمعى از دلاوران زنديه را در عقب ابو القاسم خان « 3 » روانه داشت و در صحراى گويم تلاقى فريقين شده ، شيخ على خان ظفر يافته جمعى از قاجاريه را بكشت و ابو القاسم خان نسقچىباشى و جماعتى را اسير نموده و شيخ على خان ، اسرا را روانهء شيراز فرمود « 4 » و براى گرفتن دواب و عملهجات اردوى قاجاريه ، حركت نمود و در حوالى « پل دوزخ » كه در ناحيهء دشمن زيارى است به آنها رسيده ، تمامت آنها را با غله فراوان كه بار كرده به استراحت تمام روانه اردو بودند گرفته ، به سلامتى وارد شيراز نمود و چون اين اخبار به اردوى قاجار رسيد ، تمامى سپاه ، متزلزل گشته ، هر كس در خيال كار خود افتاد و چون زمان استيلاى نواب محمد حسن خان بر آذربايجان و محاصره شهر ارومى ، يوسف خان هوتكى افغان ، قلعه ارومى را به تصرف كارگزاران « 5 » نواب خان والاشان داد و نواب معزى اليه او را با جماعتى از افاغنه و كوچ و بنه ، روانه مازندران فرمود و جمعى از سوارهء افغان را در موكب خود ملازم داشته بود ، سوارهء افغان در شب بيست و سيم « 6 » ماه شوال اين سال [ 1171 ] : از اردو خارج گشته ، به اطمينان تمام وارد شهر شيراز شده ، قرين اعزاز گرديدند و ساير امرا ، سنگرها را گذاشته ، اثاثه خود را انداخته ، راه فرار را پيش گرفتند . و در ساعتى ، از آن لشكر بىشمار ، ديارى باقى نماند و نواب محمد حسن خان پريشانخاطر « 7 » شده ، با معدودى از خواص خود ، اثاثه سلطنت و خيمه و خرگاه را بهجا گذاشت و راه مازندران را پيش گرفت و روز آن شب ، امناى دولت وكيلى ، آمده ، تمامت اموال اهل اردو را تصرف نمودند « 8 » و چون نواب محمد حسن خان وارد طهران گرديد ، فتح على خان افشار « 9 » ، والى سابق فارس و شهباز خان دنبلى « 10 » ، از موكب خان والاشان ، تخلف نموده ، به جانب آذربايجان شتافتند و ابراهيم خان بغايرى « 11 » ، جمعيت خود را برداشته ، به جانب دامغان رفت و نواب محمد حسن خان با محمد - ولى خان دولوى قاجار و دوازده نفر ديگر وارد علىآباد مازندران گرديدند و محمد خان قوينلوى قاجار والى مازندران ، خدمت نواب معزى اليه رسيد و جماعتى ديگر ، كمر خدمت را بستند و چون رونقى در كارها يافت ، براى تنبيه ابراهيم خان بغايرى ، به دامغان رفته ، شهر را محاصره نمود و نواب وكيل ، شيخ على خان را در عقب نواب محمد حسن خان تا فيروزكوه ، روانه داشت ، چون خبر ورود او در دامغان به سمع نواب محمد حسن خان رسيد ، دامغان را بهجا گذاشت [ و ]
--> ( 1 ) . در متن : ( كويم ) . ( 2 ) . در متن : ( اردهكان ) . ( 3 ) . در گيتىگشاى ، ص 65 : ( ابو القاسم خان نسقچىباشى ) . ( 4 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 65 . ( 5 ) . در متن : ( كارگذاران ) . ( 6 ) . در گيتىگشاى ، ص 66 : ( شب بيست و ششم 1172 ) . ( 7 ) . در متن : ( خواطر ) . ( 8 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 67 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 52 . ( 9 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 69 . ( 10 ) . ر ك : گيتىگشاى ، ص 69 . ( 11 ) . در متن : ( بغابرى ) ، ر ك : گيتىگشاى ، ص 70 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 54 .