ميرزا حسن حسينى فسايى
576
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
شايد على نقى بيك مرا در عوض فراريان ، به نسقچى سپارد و اگر بمانم با خيال پريشان چه كنم ، لابد ديوانهوار بيرون آمده ، در ميدان قتلگاه ، جناب ميرزاى كلانتر را يافتم كه در محافظت ده نفر نسقچى محفوظ گشته است ، حقير و جناب ميرزا ، گريان و نالان و بر سر و سينهزنان « 1 » ، از غم رفقا و دوستان ، خاك مصيبت بر سر مىكرديم و جناب ميرزا را برداشته ، به دفترخانه بردم و بعد از چند روز از قتل فارسيان ، نادر شاه منصب حكومت و لقب صاحباختيارى مملكت فارس را به ميرزا محمد حسين كلانتر شفقت فرمود و منصب كلانترى فارس به ميرزا محمد مستوفى كه داماد خواهرزاده ميرزا محمد حسين صاحباختيار بود عنايت گرديد و مواجب نواب صاحباختيار فارس را يك هزار و هشتاد تومان كه در هر روزى سه تومان تبريزى باشد ، مقرر فرمود و على نقى بيك سرحدى مشهور به لر را ضابط باشى بلوكات فرموده ، مواجب او را سيصد و شصت تومان مقرر نمود « 2 » و محمد خان شاطرباشى را والى شهر شيراز فرمود كه رجوعى به بلوكات فارس نداشته باشد و خزانهدارى هم به او واگذار گرديد و موازى هفت هزار نفر سپاهى از افغان و اوزبك و قزلباش را براى ساخلوى فارس معين فرمود و ششصد و هفتاد و پنج هزار تومان وجه ماليات و بقايا و مصادرات را ابواب جمع ميرزا محمد حسين صاحباختيار نمود كه در عرض سال وصول كرده ، انفاذ دربار معدلت مدار دارد « 3 » و نواب صاحباختيار توكل بر خدا كرده ، عرض نمود كه وصول اين وجه ، از فارس متعذر است اگر شاهنشاه معدلتپناه يكصد و بيست و پنج هزار تومان به صيغه تخفيف ، تصدق كند ، بقيه را بدون عذر ، كارسازى كنيم نادر شاه قبول فرمود « 4 » و در بين فرمايش داد كه ميرزا محمد حسين صاحباختيار ، اگر از نوكر ديوان و اهل فارس بر خلاف حساب و بىرضاى تو حركتى كنند بىسؤال و جواب تا پنجاه نفر را مرخص هستى « 5 » ، گردن بزنى و از گوش بريدن و كور كردن و دست بريدن در صورت خلاف ، كوتاهى مكن كه حكومت را با سياست به موقع گفتهاند ، پس صاحباختيار فارس و بقية السيف از فارسيان را مرخص فرموده ، روانه فارس شدند و مرحوم ميرزا محمد كلانتر نوشته است « 6 » : حقير براى اتمام دستور العمل بعد از فارسيان توقف كردم كه در اثناء ابواب مصادره مستوفيان شيراز و لشكرنويسان و منشيان ديوانى و تجار و ارباب مكنت فارس كه اسمى بىمسمى داشتند ، معادل نود و پنجهزار تومان به قلم دادند و مستوفيان بر حسب الامر آن مبلغ را اضافه بر دستور العمل نمودند و از عدالت شاهنشاهى ميزان دستور العمل به انضمام لارستان و بندرعباس معادل ششصد و هفتاد و پنجهزار تومان نقد رسيد كه تمام اين نقد را در كيسهها « 7 » كرده ، به سلامتى روانه خراسان دارم با آنكه احتمال وصول دهيك از آن نبود . و عيد نوروز در سنه توشقانئيل خيريت دليل در نهم ماه ربيع اول سال 1160 اتفاق
--> ( 1 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 24 . ( 2 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 25 . ( 3 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 26 . ( 4 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 26 . ( 5 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 26 . ( 6 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 26 . ( 7 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 26 . در متن : ( كسيها ) .