ميرزا حسن حسينى فسايى
564
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
محروم از شفاعت حضرت سيد المرسلين بوده ، در دنيا بازخواست او با پادشاه باستحقاق و در آخرت با شاهنشاه على الاطلاق ، خواهد بود و اختلافى كه معتقدين مسطوره را در فروعات با ائمه اربعه مذاهب مىباشد ، منافى و مغاير اسلام نيست و اصحاب اين اعتقاد از اهل اسلام مىباشند و نهب و اسر فريقين كه مسلمان و امت محمديه و برادر دينىاند ، بر يكديگر حرام است . « 1 » و اين نوشته را روانه اسلامبول نمودند و چون سابق بر اين ، حكم همايونى براى تذهيب گنبد عرش مانند مبارك نجف اشرف ، نافذ گشته بود و فرمانپذيران ، بر وفق مقرر ، طلاكارى قبه همايون را در كمال زيب انجام داده بودند ، همگى مورد عنايت گشتند و به همه جهت ده الف نادرى خرج گنبد مطهر شده بود . « 2 » پس ، عازم كربلاى معلى گشته ، غره ماه شوال همين سال [ 1156 ] : شرفاندوز طواف روضهء حسينيه ، على صاحبها الف ثناء و تحيه گرديد و بعد از پنج روز موكب و الا از سمت مسيب « 3 » به جانب بغداد نهضت فرمود و به خدام اماكن ثلثه و مزار ابو حنيفه ، يك الف نادرى به صيغه جايزه ، از خزانه عامره ، احسان فرمود و چون سرداران جوانب عربستان ، بصره را محاصره و قلعه قرنه « 4 » را متصرف شده بودند ، مقرر گرديد كه چون مصالحه ميانه دولتين عليتين واقع شد ، قرنه را واگذاشته و دست از محاصره بصره بازداشته ، روانه اردو شوند و جماعتى كه كركوك و اربيل و باقى ولايات را متصرف بودند ، تمامى را خالى گذاشته ، به تصرف گماشتگان والى بغداد دادند . « 5 » پس موكب و الا از خارج بغداد نهضت نموده ، از جسرى كه در حوالى ينگجه « 6 » بسته شده بود ، عبور فرموده ، روز دهم ماه ذى الحجه همين سال [ 1156 ] در شهروان بغداد نزول - اجلال فرمود . « 7 » و هم در اين اوقات خبر طغيان محمد تقى خان شيرازى « 8 » به مسامع عز و جلال رسيد ، بيان اجمالى از عصيان او بر اين وجه است : كه زمان توقف موكب و الا در شهر دربند ، محمد تقى خان - بيگلربيگى ، به ايالت فارس و تسخير قصبه مسقط و بر عمان سرافراز شد و فتح على خان كوسه - احمدلوى افشار خالوى شاهزادگان عظام نادرى به سردارى سپاه فارس ، مأمور گشته ، به مصاحبت نواب بيگلربيگى ، از قصبه دربند شيروان ، روانه فارس شدند و بعد از ورود به شيراز ، چندين هزار - نفر تفنگچى ، از بلوكات و گرمسيرات جمعآورى نموده ، در اوايل سال 1155 ، نواب بيگلربيگى و فتح على خان سردار و سپاه ظفرشعار و خمپاره و توپخانه از بندر عباس و بندر كنگ كه اكنون
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 394 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 395 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 395 . مسيب : شهرى است در عراق كه شط فرات از ميان آن مىگذرد . و ر ك : رحله منشى بغدادى ، حاشيه ص 90 ، و جهانگشاى نادرى ، ص 782 . ( 4 ) . قرنه : شهرى است در عراق نزديك بصره در محل تلاقى فرات و دجله . ( جهانگشاى نادرى ، ص 783 ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 395 و 396 . ( 6 ) . از دهكدههاى ساحلى دجله . ( جهانگشاى نادرى ، ص 656 ) . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 396 . شهروان : محلى در فاصله بغداد و كرمانشاهان . ( جهانگشاى نادرى ، ص 780 ) . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 398 ، روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 14 ببعد .