ميرزا حسن حسينى فسايى

552

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

آن ناحيه ارزانى داشتند و در بين ، عريضه محمد تقى خان بيگلربيگى مملكت فارس رسيد « 1 » كه از فر دولت شاهنشاهى ، تمامت نواحى بلوچستان را در تحت اطاعت و انقياد آورديم و ملك دينار والى آن سامان ، چند روزى به قلعه‌دارى پرداخت و چون خود را در ورطه هلاكت ديد ، استيمان نموده ، او را اطمينان داده در سلك دولت‌خواهان شاهنشاهى منسلك گرديد و چون موسم سفر دريا گذشته بود ، احتياط كرده ، كشتيهاى دولتى با توپخانه مباركه ، روانه بندرعباس نموده ، خود جان‌نثار و سپاه ظفرپناه فارس در كيچ « 2 » و مكران توقف كرده ، منتظر صدور فرمان قضا توأمان هستم و اعليحضرت نادر شاه در جواب فرمودند چون كار سند بر وجه اكمل فيصل يافته ، قشون را مرخص نموده ، خود به استعجال تمام وارد ركاب همايون گردد و چون حضرت نادرى ميلى مفرط به خوردن خربوزه داشت بايد در هرجا باشد خربوزه در سر سفره حاضر دارند چنان كه ايام محاصره بغداد مكرر از كاريز هرات كه فاليز آن بهتر از فاليز ساير بلاد است خربوزه به بغداد مىرسانيدند و در ايامى كه در ممالك هندوستان بود از بلخ و هرات و مرو خربوزه را به اردوى اعلى مىآوردند « 3 » و در آن ايام توقف موكب و الا در نواحى سند ، چندبار شتر خربوزه از بلخ رسانيدند كه دويست شتر آن را براى حضرت محمد شاه روانهء شاه جهان‌آباد فرمود « 4 » و بعد از انتظام امور سند ، همت به تسخير ممالك توران بسته ، فرامين به اطراف فرستاد كه از جميع ممالك محروسه اسب و ملبوس براى غازيان نصرت‌نشان و تدارك سفر تركستان در هرات حاضر سازند . و در سيزدهم ماه محرم سال 1153 : مطابق پيچين‌ئيل ، اعلام جهانگشا را از لاركانه « 5 » سند افراشته ، از نواحى بلوچستان گذشته ، روز هفتم ماه صفر همين سال ، موكب و الا در يك - فرسخى شهر نادرآباد قندهار نزول اجلال نمود « 6 » و محمد تقى خان بيگلربيگى مملكت فارس ، سپاه خود را از كيج مكران مرخص كرده ، در نادرآباد به اردوى اعلى پيوسته ، ملازم ركاب گرديد و مدت سفر ميمنت‌اثر هندوستان از تاريخ غره ماه صفر 1150 كه روز حركت از نادرآباد است تا روز ورود به آن مكان ، دو سال و هفت روز و مدت حركت از شاه جهان‌آباد تا ورود به نادر - آباد ، يك سال تمام اتفاق افتاد « 7 » و روز دوازدهم همين ماه ، رايات جلال از نادرآباد افراشته ، روز دهم ماه ربيع اول همين سال وارد هرات گشته ، اردوى اعلى را در صحراى كهدستان « 8 » يك فرسخى شهر هرات منزل داد و چون « تخت طاووس » كه محمد شاه به جواهرخانه نادرى سپرده بود ، در نظرها جلوه مىنمود ، همت و الا قرار گرفت كه در برابر آن سريرى ديگر با خيمه‌اى كه لايق آن سرير باشد ، مكلل به جواهر ترتيب دهند لهذا بعد از حركت از شاه جهان‌آباد ، استادان صنايع - كار هندى و ايرانى به سرانجام ، آن تخت و خيمه گوهرآگين [ را ] پرداخته در مدت يك سال كه ايام راه بود در كمال زيب و زينت ترتيب داده ، به انجام رسانيدند و آن سرير را « تخت نادرى »

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 344 . ( 2 ) . كيچ كه به صورتهاى كج ، كيز ، جالك و دزك هم آمده است در خاور قصرقند در شمال تيز است كه مهمترين بندر مكران بود . ( جهانگشاى نادرى ، ص 761 ) . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 345 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 345 . ( 5 ) . در متن : ( لارگانه ) - لاركانه نام ناحيتى است در هند غربى . ( جهانگشاى نادرى ، ص 759 ) . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 346 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 346 . ( 8 ) . كهدستان ، قريه‌اى است در 14 كيلومترى شرق هرات . ( جهانگشاى نادرى ، ص 763 ) .