ميرزا حسن حسينى فسايى
547
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به اردو مىآمد به ملاحظه اينكه ما تركمانيم و او نيز از سلسله تركمانيه و خانواده گوركانيه است ، فرزند عزيز نصر اللّه ميرزا را تا خارج اردو و خود تا بيرون سراپرده به استقبال او رفتيم و چون وارد خيمه پادشاهى ما گشت ، نظر به ملاحظه قرابت ايلى آنچه لازمه احترام پادشاهى وى بود ، معمول داشتيم و او مهر سلطنت خود را به ما سپرد ، پس حكم كرديم كه كسى متعرض سراپرده شاهى و متعلقان سراى سلطنت و امرا و اعيان مملكت او نشود و در اين وقت پادشاه و جميع اكابر هندوستان ، از اردو حركت كردهاند [ و ] به شاه جهانآباد رسيدهاند و ما نيز در بيست و نهم ذى القعده به جانب شاه جهانآباد حركت خواهيم نمود و اراده اين است كه نظر به ملاحظه نسب محمد شاه و قرابت ايلى كه فيما بين است ، او را دوباره بر پادشاهى ممالك هندوستان مقرر داشته ، تاج سلطنت را بر سر وى نهيم ، حمد خداى را كه به انجام چنين كار [ ى ] ما را قدرت داد « 1 » . . . » در روز « 2 » غرهء ذى الحجه ، رايت جهانگيرى به جانب دهلى كه به شاه جهانآباد شهرت يافته ، برافراشت و بعد از ورود قلعهاى « 3 » را كه دار الخلافه سلاطين هندوستان بود ، مقر كوكبه نادرى قرار دادند و محمد شاه در همان قلعه ، سفره ضيافت را گسترده ، بعد از فراغت از صرف طعام ، خديو جهاندار ، به دلجوئى محمد شاه پرداخته ، فرمود كه سلطنت ممالك هندوستان باز به جناب پادشاه تعلق دارد ليكن چند روزى بايد خطبه و سكه هندوستان به نام ما قرار دهند و به توسط چاپار ، زر و سيم مسكوك بلاد را به نظر ما رسانند و محمد شاه به فرموده عمل نمود و بشكرانه وعده تاجبخشى كه مزيد بر جانبخشى بود ، تمامى جواهر و خزاين و اثاثه پادشاهى را به رسم نياز حاضر ساخت و همت نادرى چشم از آنها پوشيده ، قبول نفرمود و چون مبالغه محمد شاه از حد گذشت ، معتمدى را براى ضبط خزاين و بيوتات معين فرمود و تمامى جواهرات و اثاثه سلطنت پادشاهى را كه خلفا عن سلف به او رسيده بود ، واگذاشت « 4 » . و عيد نوروز سنه قوىئيل در [ روز ] دهم ذى الحجه همين سال [ 1151 ] : اتفاق افتاد و پادشاه جهانگشا « 5 » به منزل حضرت محمد شاه كه در عمارت ديگر از قلعه دار الخلافه بود شرف - نزول ارزانى داشت و دگرباره از جواهرات كه در دست محمد شاه باقى مانده بود ، به حضور مبارك رسانيد و امرا و اعيان هندوستان علىقدر مراتبهم به پادشاه خود اقتدا كرده ، هر يك جواهرى سمين به رسم پيشكش رسانيد و مبلغى نقد ، بر دولتمندان شاه جهانآباد حوالت دادند و چون محصلان وصول آن وجه از اهل هندوستان بودند « 6 » ، فرصت را غنيمت دانسته ، بناى جور گذاشته براى هر ده هزار روپيه كه به خزانه نادرى رسانند ، چهل پنجاه هزار روپيه براى خود مىگرفتند و به اين سبب مردمان را در شكنجه و آزار انداختند كه جماعتى به هلاكت رسيدند و بسيارى از اعيان طايفهء هنود براى آنكه در معرض خوارى نيايند ، يا آنكه مال را عزيزتر از جان دانند ، خود را
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 28 . ( 2 ) . ( روز پنجشنبه غره ذى الحجة الحرام ) . جهانگشاى نادرى ، ص 328 . ( 3 ) . ( قلعهاى كه از مستحدثات شاه جهان بود ) . جهانگشاى نادرى ، ص 328 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 328 . ( 5 ) . ( روز شنبه طرف عصر ) . جهانگشاى نادرى ، ص 330 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 551 . ( 6 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 30 . بررسى علت شورش دهلى از اين ديدگاه ، در كتب تاريخى كمتر مورد توجه قرار گرفته است و ميرزا حسن اين قسمت را نيز از تاريخ ملكم گرفته است .