ميرزا حسن حسينى فسايى
536
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
حضرت شاهچراغ و ميرزا اسمعيل كلانتر فارس بود « 1 » . پس نواب نايب السلطنه فرمود « 2 » كه مقصود ما از احضار شما ، آن است كه بگويم للّه الحمد ، شاه طهماسب معزول و شاه عباس سيم منصوب ، هر دو پادشاه و پدر بر پدر پادشاه و شاهزادهاند و هر دو در مهد و سرير متمكناند ، آنها را يا ديگرى كه برازنده افسر سرورى دانيد به رياست و سلطنت برداريد « 3 » و ما آنچه حق كوشش بود در اين چند سال بهجا آورديم و بلاد و اسراى ايران را از دست روم و روس و افغان گرفتيم ؛ حاليا مصلحت وقت چنان مىبينم * كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم « 4 » حاجى معصوم شيرازى « 5 » كه از بنى اعمام يا برادر ميرزا تقى شيرازى نايب فارس بود مبادرت در جواب كرده به عرض رسانيد كه : تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود * سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود « 6 » و شخصى ديگر اين شعر را معروض داشت كه : عروس ملك كسى تنگ در بغل گيرد * كه بوسه بر لب شمشير آبدار زند « 7 » امروز ، رياست و سلطنت ، حق حضرت نايب السلطنه است كه جان و مال و دين و عيال ما را از دست دشمن نجات داد ، اگر آن حضرت ، ديده را از ما خاكساران برگيرد ، ما ديده را از خاك درگاهش برنگيريم « 8 » : از آستان شاه مغان سر چرا كشيم * دولت در آن سرا و گشايش در آن در است « 9 » نواب نايب السلطنه فرمود ما را هوس تاج و هواى شاهى نيست ، اين سخنان را موقوف داريد كه منافى رضاى ماست و تا يك ماه اين گفتگو در ميان بود « 10 » ، پس نواب نادر نايب - السلطنه ، سر رضا را جنبانيده ، چنين گفت كه از زمان رحلت حضرت رسالتپناهى ، چهار خليفه پس از يكديگر متكفل خلافت شدند و هند و روم و ايران و تركستان به خلافت آنها قائل
--> ( 1 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 11 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 268 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 544 . ( 3 ) . در واقع هدف نادر از اجتماع مغان رسيدن خود وى به سلطنت بود اما از آنجا كه از محبوبيت خاندان صفوى و نفوذ مذهبى اين خاندان مىانديشيد اين اجتماع را برگزار كرد و چنان كه خواهيم ديد بعد از اين مراسم نيز طغيانهائى در ايران بر ضد او به وقوع پيوست . ( 4 ) . مطلع غزلى است از حافظ . ( 5 ) . ميرزا محمد كلانتر از كشته شدن او در ص 41 روزنامه خود خبر مىدهد و او را معصوم على خان افشار مىنامد . اما در جهانگشاى نادرى ، ص 268 : اين بيت از قول او منقول نيست . ( 6 ) . مطلع غزلى است از حافظ ، در تاريخ سياسى و نظامى نادر شاه قرائت اين بيت به تقى خان نايب الاياله فارس نسبت داده شده . ( ص 453 ) . ( 7 ) . شعر از ظهير فاريابى است و صورت صحيح آن چنين است : عروس ملك كسى در كنار گيرد تنگ * كه بوسه بر دم شمشير آبدار دهد ديوان ظهير فاريابى ، ص 65 ، به اهتمام شيخ احمد شيرازى . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 268 . ( 9 ) . بيت از حافظ است در غزلى به مطلع : باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است * شمشاد خانهپرور من از كه كمتر است ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 269 .