ميرزا حسن حسينى فسايى
38
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بعلاوه ميرزا حسن ، در گفتار دوم فارسنامه ، سلسله نسب بسيارى از خاندانهاى فارس را از نابودى رهائى بخشيده و در ضمن نقل رجال نام فرزندان و فرزندزادگان آنها را در جوار سلسله نسب گذشته آنها ثبت كرده است . پيش از ميرزا حسن ، در هيچيك از كتب فارسى وجوه مختلف اجتماعى و ادبى و تاريخى استانى بدين جامعيت نوشته نشده بود و حتى مطالبى كه در فارسنامه ابن بلخى و شيرازنامه زركوب و كتب مشابه آنها آمده است در برابر وسعت مطالب و اطلاعات فارسنامه ناصرى ، بسيار حقيرگونه مىنمايد . جامعيت فارسنامه ناصرى ، مخصوصا در معرفى تاريخى و جغرافيائى فارس از زمان تأليف كتاب ، مورد توجه بوده است و خود ميرزا حسن نيز در شعرى كه در پايان گفتار دوم فارسنامه آورده است به اين نكته به شرح زير اشارت دارد : « فارسنامه ، فارس را دربرگرفت * زين سخن عاقل نيايد در شگفت كوه و صحرا ، چشمه و رود و جهات * طول و عرض و فرسخ و شهر و دهات سر بسر در فارسنامه گفتمى * آنچه بايد ، در معنى سفتمى فارسنامه تار و پود از فارس شد * تار و پود از ريسمان ، كرباس شد تار و پود فارس چون درهم دويد ، * فارسنامهء ناصرى آمد پديد فارسنامه گر بخوانى سربسر * فارس را بينى تو بىرنج سفر شاه ما در فارس نامد هيچگاه * فارس را آوردهام در پيشگاه » « 1 » و از اين شعر ميرزا حسن اين داستان مشهور پديد آمده است كه وقتى فارسنامه را به حضور ناصر الدين شاه بردند ، او را گفتند كه چون شما نتوانستيد به فارس برويد ما فارس را به نزد شما آورديم . چاپهاى فارسنامه ناصرى : بنابر آنچه در پايان فارسنامه ناصرى آمده است ، گفتار اول و دوم فارسنامه ناصرى به تحرير دو تن از كاتبان در ذى القعده 1312 و ذى القعده 1313 به اتمام رسيد و در جمادى - الاول سال 1313 در دار الخلافه طهران در كارخانه آقا سيد مرتضى به اهتمام آقا ميرزا حسن مباشر چاپخانه انجام پذيرفت اما مسلما كار چاپ فارسنامه ناصرى بعد از صفر سال 1314 به صورت كامل به انتها رسيد زيرا در پايان گفتار دوم كتاب ، متن حكم ديوانخانه عدليه ، در استرداد سهلآباد وقفى مندرج است كه در صفر سال 1314 صادر شده است ، پس از آن ، كتابخانه سنائى دو نوبت مبادرت به چاپ افست اين كتاب كرده است اما در اين دو چاپ ، عنوان چاپ اول كه به شرح زير است ، حذف شده است : بسم اللّه الرحمن الرحيم تاريخ جهان كه قصه خرد و كلان * درج است در او ز شهرياران و يلان بر هر ورقش نوشته ؛ « فى عام كذا * قد جاء فلان و فلان و فلان » بقا بقاء خدايست و ملك ملك خداى
--> ( 1 ) . فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، آخر فهرست دهات فارس .