ميرزا حسن حسينى فسايى
509
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
اتفاقات آنكه دو هزار نفر سپاه رومى ، از اردوى بزرگ دور افتاده ، از راه ديگرى گرفتار لشكر افغان شدند و در پانزده فرسخى شهر اصفهان تمامت آنها از شمشير افغان درگذشتند و اين فتح موجب هراس روميان گرديد و احمد پاشا حكم به توقف اردو نمود و در دوره خود ، خندقى كندند و توپخانه را مضبوط داشتند و اشرف سلطان حيلتى انگيخت و در پنهانى جاسوسان به اردوى رومى فرستاد و امراى اكراد را كه در سپاه رومى صاحب مناصب بودند به رشوه و وعده فريفتند و به ظاهر چهار نفر از علما و مشايخ اهل سنت را كه به زهد و صلاح مشهور بودند به عنوان رسالت به اردوى رومى روانه داشت ، چون به حضور سردار و امرا رسيدند يكى از آنها آغاز سخن نمود كه پادشاه ايران ، حضرت اشرف سلطان به افراد شما كه برادران او هستيد ، سلام مىرساند و مىپرسد چرا با مسلمانانى كه موافق با فتاوى ائمه مذاهب سنت و جماعت ، سلطنت را از روافض گرفتهاند و بدعتهاى آنها را برانداختهاند و اعلاى اعلام اسلام را نمودهاند به كدام قاعده جنگ مىنمايند ، اگر شما از روى بىانصافى و خلاف شرع نبوى با ما كه برادران شما هستيم جنگ كنيد و ما را به دفاع مجبور داريد ، خون مسلمانانى كه در جنگ ريخته شود بر گردن شما خواهد بود « 1 » ، احمد پاشا چون دانست كه اين سخن در خاطرها اثرى تمام نمود ، در جواب گفت من از جانب قائم مقام خلفاء راشدين رضوان اللّه عليهم كه به حكم شريعت مصطفوى اولو الامر مسلمانان است مأمورم و گفتهاند المأمور معذور . مىدانيد كه اطاعت اولو الامر و قائم مقام خلفاء رسول خدا ( ص ) بر كافهء مسلمانان واجب است و اشرف يكى از مسلمانان است بايد يا به اطاعت پادشاه من كه جانشين خلفاست گردن نهد يا سزاى نافرمانى خود را دريابد ، هنوز اينگونه سخنان در ميان بود كه بانگ اذان برخاست و جانبين مشغول نماز شدند و بعد از اداى نماز فرستادگان اشرف سلطان در دعاى بعد از نماز به آواز بلند ، اتفاق مسلمين و اجتماع قلوب موحدين را از خداى تعالى درخواست نمودند و گفتار و كردار آنها رسوخى تمام در دلها نمود « 2 » و چون آن چهار نفر علما و مشايخ مرخص شدند ، جماعتى از امرا و اهل اردو آنها را تا مسافتى مشايعت نموده ، خاطر آنها را از جنگ آسوده داشتند كه چون بر خلاف شريعت است اقدام نخواهيم نمود و احمد پاشا از ترس آنكه مبادا اين اختلاف به تمامت سپاه سرايت كند ، در جنگ شتاب نمود و سپاه رومى شصت هزار نفر بود و هفتاد ارابه توپ داشتند و لشكر افغان به نيمه سپاه رومى نمىرسيد بلكه كمتر و آتشخانه آنها منحصر به چهل زنبورك بود كه بر شترها بار داشتند « 3 » و بعد از جنگ سپاه رومى كه بيشتر آنها دل به جنگ ندادند شكست يافت و دوازده هزار نفر از رومى عرضه شمشير و تفنگ شدند و اشرف سلطان حكم نمود كه افغانان از پى هزيمتشدگان « 4 » نروند و احمد پاشا تا كرمانشاهان توقف ننمود و تمامت توپ و قورخانه روميان به دست افغانان افتاد و احمد پاشا از كرمانشاه روانهء بغداد گرديد « 5 » و اشرف سلطان رسولى زباندان روانه بغداد داشت و پيغام فرستاد كه آنچه از نواب احمد پاشا و سپاه دولت عاليهء
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 12 . ( 2 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 12 . ( 3 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 12 . ( 4 ) . در متن : ( شدهگان ) . ( 5 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 12 .