ميرزا حسن حسينى فسايى

466

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ممالك محروسه فرمود و بر منابر قندهار خطبه را به نام ائمه اثنىعشر خواندند و زمستان را گذرانيد . و روز عيد نوروز سنه ايت‌ئيل ، در چهارم ماه جمادى اول سال 1030 : اتفاق افتاد و پادشاه كامگار در شهر قندهار به عيش و عشرت گذرانيد و حكومت آن خطه را به گنج على خان والى كرمان شفقت فرمود و چون آغاز گرمى هوا شد موكب همايون به صوب هرات نهضت فرمود . هم در اين سال [ 1030 ] : اعليحضرت شاهنشاهى ، نواب امام قلى خان والى فارس را براى تسخير جزيره هرموز مأمور نمود « 1 » و تفصيل بر اين وجه است كه جزيره هرموز نزديك به خور بندر عباس فارس به چند فرسخ افتاده است و تمامت آن به بيست ميل نمىرسد و كوه و زمين آن نمكزار است كه گياه نمىرويد و آب شيرين جز آب باران كه در بركه‌ها جمع شود ندارد و گرماى آن در تابستان به اسباب آسمانى و نمكزار زمينى از همه سواحل و جزائر درياى فارس بيشتر است و براى خوبى لنگرگاه بر همه‌جا رجحان دارد و در اوائل سكنه آن منحصر بود به جرون‌نام ماهىگير ، پس در غلبه مغول به ايران ، اهل هرموز لارستان جلاى وطن نموده ، به اين جزيره آمده ، نام او را نيز هرموز گفتند و در عهد اتابكان سلغرى ، شهاب الدين ايازنامى از دشتستان فارس ، آن جزيره را كه در تحت اقتدار سلاطين جزيره قيس كه آن را كيش نيز گويند بخريد و شهرى در آن بساخت و محل تجارت هندوستان و ايران نمود ، پس از مدتى به ملك گردان « 2 » شاه كه نسب خود را به جناب هود عليه السلام مىرسانيد « 3 » ، قرار گرفت و اخلاف او كه يكى از آنها سنقر شاه « 4 » ابن شهاب الدين توران شاه است ، سالها سلطنت داشته ، گاهى باجى مىداد و در سال 913 كه زمان جهانگيرى پادشاه صاحبقران شاه اسمعيل بهادر خان بود ، دولت پورتگال آن جزيره را مسخر داشته « 5 » ، نام شاهى را بر سلاطين‌زادگان قديمى آن مىگذاشتند و زياده از نامى نداشتند و زياده از صد سال در جزيرهء هرمز رايت اقتدار افراشتند تا آنكه دولت انگليس « 6 » ، بناى دوستى با پادشاه جم‌جاه ، شاه عباس گذاشته وجه آسانى تسخير جزيره هرمز را به عرض رسانيده ، كشتيهاى جنگى خود را حاضر داشتند و نواب امام قلى خان بيگلربيگى فارس با سپاه لارستان و شبانكاره به بندر جرون كه او را بندر گامبرون نيز مىگفتند ، رفته بر كشتيهاى انگليس نشسته با توپ و تفنگ جماعت پورتگال را از جزيره هرمز بيرون كرده اموال آنها را تصرف نمودند و بندر جرون يا گامبرون را گذاشته ، حصار وسيعى در كنارهء دريا كشيده آن را بندر عباس گفتند و خبر اين فتح را در دار السلطنه هرات به پايهء سرير اعلى رسانيدند . و هم در اين سال [ 1030 ] : وزارت فارس به ميرزا حسن بيك پسر ميرزا نظام الملك ثانى - جابرى وزير سابق فارس برقرار گرديد و اعليحضرت شاه عباس از هرات به مازندران آمده ، در شهر

--> ( 1 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 3 ، ص 979 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 430 . ( 2 ) . در عالم‌آراى عباسى ، ج 3 ، ص 979 : ( كردان شاه ) . ( 3 ) . ر ك : همانجا . ( 4 ) . در عالم‌آراى عباسى ، ج 3 ، ص 979 : ( سلغر شاه ) . ( 5 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 3 ، ص 980 . ( 6 ) . ر ك : همانجا ، ج 3 ، ص 980 و 981 .