ميرزا حسن حسينى فسايى
463
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بيشتر بهشماره درآمد پس موكب همايون از كاخت تشريففرماى كارتيل گرديد ، پس از گرجستان نهضت فرموده در ييلاقها براى تدارك لاغرى اسب و استر اردو ، توقف مىفرمود كه خبر رسيد محمد پاشا والى مصر و وزير اعظم ، سردار سپاه گشته ، لشكر اناطولى و مصر و شام و حلب و طرابلس و موصل و دياربكر و ديار ربيعه و جزيره و قبائل اكراد به او پيوستهاند و جمعيتى فراهم آمده كه در هيچ وقتى سپاه روم به اين بسيارى به صوب ايران نيامده است و تمامى پاشايان معتبر و اركان دولت عثمانى ، حتى طايفه ينگجرى كه معهود نبوده ، از موكب قيصرى جدا شوند و توپها و ارابهها از دياربكر به صوب ممالك ايران حركت كردهاند و اعليحضرت شاهنشاه نصرتپناه كريمهء : مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ « 1 » را خوانده ، بر استحكام قلعهها ، خصوصا قلعه ايروان افزود و سپاه منصور را سه چهار قسمت نمود و هر يكى را از جانبى روانه صوب اردوى رومى فرمود كه در هرجا فرصت يافته ، دستبردى نمايند و راه آمد و شد روميان را براى آذوقه مسدود دارند و سپاه رومى چون داخل آذربايجان گرديد ، قلعه ايروان را محاصره نمود و نواب امام قلى خان بيگلربيگى فارس « 2 » با سپاه فارس وارد اردوى اعلى شد و بعد از دو روز توقف مأمور گشته ، به جانب مشرقى ايروان حركت نمود كه در ميانه راه معلوم داشت ده هزار اسب و استر و چندين قطار شتر با جماعتى از سپاه رومى ، براى آذوقه به صوب نخجوان رفتهاند ، امام قلى خان با سپاه فارس در وقتى كه روميان در خانهها مشغول خريدن و بار كردن غله بودند ، رسيده ، جنگ كرده ، هزار و پانصد نفر از آنها را كشته ، سر و زنده به دست آورد و سه هزار سر اسب و استر و شتر با بار آذوقه از آنها گرفته ، مابقى راه ايروان را گرفته به اردوى خود ملحق شدند و روز ديگر گنج على خان « 3 » والى كرمان با سپاه افشار به اردوى فارس ملحق گرديد و چون سپاه رومى شكست خورده و آذوقه نبرده ، از نخجوان به ايروان رسيدند ، محمد پاشاى سردار چهل هزار نفر لشكر سواره و پياده براى انتقام از سپاه فارس ، روانه نمود و بعد از ملاقات و جنگ ، سى چهل نفر مردمان بىاسم از فارس و افشار كشته گشت « 4 » و سپاه رومى عود به ايروان نمود و توپچيان رومى هر روزه با اهل قلعه ايروان مشغول توپاندازى بودند تا آنكه آذوقه در اردوى رومى ناياب گرديد و سرداران سپاه بعد از مشورت بناى جنگ سلطانى را گذاشته ، روزى تمامت سپاه به جانب قلعه يورش بردند و داد مردانگى را دادند و اميرگونه خان قاجار « 5 » بيگلربيگى خطه ايروان ، پاىمردى را فشرده ، اهل قلعه را به نوازش و شفقت شاهنشاهى اميدوار نموده ، مردانه ايستادند و چون جماعتى از رومى به جانب قلعه مىشتافت ، چندين نفر كشته گشته ، مغلوب شده ، عود مىنمود و چون خبر اين جنگ سلطانى به مسامع عز و جلال رسيد ، هزار تفنگچى داوطلب از اردوى اعلى روانه قلعه ايروان فرمود ، پيش از طلوع صبح وارد گشتند و
--> هزار نفر به قتل رسيدند و شماره اسرا را 130 هزار گفتهاند ) . روضة الصفا ، ج 8 ، ص 419 ، و عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 898 . ( 1 ) . آيه 3 ، سوره الطلاق . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 421 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 907 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 421 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 907 . ( 4 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 908 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 421 .