ميرزا حسن حسينى فسايى
452
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ملازمان حاضر تيغى يازند يا خنجرى بازند كه ناگاه آواز شاهنشاهى برخاست « 1 » كه خنجر از دست غول رومى گرفتم و دوبار بر پهلوى او فرو بردم ، پس حضرت شهريارى در محافظت قادر متعال ، برخاسته « 2 » ، نيمهجان رومى به شمشير بهادران تمام گشت و حاضرين آن انجمن سجدات شكر الهى را بجا آوردند و حضرت شاهنشاهى از اين معامله خوف و هراس نيافته به تسلى خاطر دل - شكستگان « 3 » پرداخته ، بطور اول مجلس ، جرعهء نشاط انگيز مىآشاميدند و ملاحظه سروزنده روميان اسير مىفرمود [ ند ] . و چون چغال اوغلى اين شكست فاحش را ديد ، اردو و ارابهها را بهجا گذاشته به جانب قلعه وان رفت « 4 » و تمامى مال و اموال و توپخانهء اردوى رومى نصيب سپاه قزلباش گرديد و پادشاه جمجاه ، رايت صفوى آيت را بعد از انتظام مهام آذربايجان به جانب دار السلطنه تبريز افراخت « 5 » و بر استحكام قلعه تبريز كه در اوائل اين سال [ 1013 ] : ساخته و پرداخته بود ، افزود و نواب اللّهوردى خان با سپاه فارس ، مرخص گرديد كه بعد از ورود به فارس سپاه خسته را گذاشته ، لشكرى تازهنفس برداشته ، به پايهء سرير اعلى رساند و اللّهوردى خان به تعجيل رفته ، به زودى برگشته ، مورد عنايت گرديد . « 6 » و روز اول نزول آفتاب به برج جدى : كه كوه و صحراى آذربايجان ، پر از برف بود ، همت ارجمند شاهنشاهى براى تسخير قراباغ و قلعه گنجه كه در تصرف روميان باقى بود ، انگيخته ، از شهر تبريز ، از طريق اردبيل « 7 » ، موكب همايون در حركت آمده در اول برج حوت در خطهء گنجه « 8 » نزديك مزار كثير الانوار شيخ نظامى ، عليه الرحمه ، نزول اجلال نمود و قلعه گنجه را محصور فرمود . و عيد نوروز سنه يونتئيل در يازدهم ماه ذى القعده سال 1014 : اتفاق افتاد و پادشاه كامگار در خطه دلگشاى گنجه به لوازم عيد سعيد پرداخته ، از باطن حضرت شيخ نظامى « 9 » همت خواست و كار را بر محصورين قلعه گنجه دشوار داشت . تا روز بيست و سيم ماه صفر سال 1015 : به خواست قادر متعال و بخت شاهنشاه بىهمال و اهتمام اللّهوردى خان و كوشش سپاه فارس ، قلعه گنجه گشوده گشت و در تاريخ فتح آن گفتهاند : « تاريخ فتح گنجه كليد شماخى است » « 10 »
--> ( 1 ) . در متن : ( برخواست ) . ( 2 ) . در متن : ( برخواسته ) . ( 3 ) . در متن : ( شكستهگان ) . ( 4 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 702 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 377 . ( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 708 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 383 . ( 6 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 708 . ( 7 ) . در متن : ( اردهبيل ) . ( 8 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 709 . ( 9 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 713 . ( 10 ) . مصراعى است از يك رباعى كه در عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 716 ، چنين آمده است : منت خداى را كه به اقبال بىزوال * ملك شه زمين و زمان در فراخى است از بسكه نصرت از پى نصرت همى رسد * تاريخ فتح گنجه ( كليد شماخى ) است