ميرزا حسن حسينى فسايى
449
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
خود مىفشردند ، چون از حمايت سپاه روم مأيوس شدند ، عريضه تضرعآميز به پايه سرير معدلت مسير ، فرستاده ، طلب امان نمودند و از جانب سنى الجوانب اماننامه صادر گشت « 1 » و در همين روز تمامت سپاه روم از قلعههاى ايروان درآمده ، مورد عنايت شدند . و در همين روز عاشورا ، نواب اللّه وردى خان بيگلربيگى فارس ، وارد اردوى كيوان شكوه گرديد ، پس حكم صادر شد كه احدى متعرض اموال روميان نگردد كه آنها را به مال و جان امان دادهايم و هيچكس در پيرامون آنها نگشت و شريف پاشا كه شيعه خاص و سيدى صحيح النسب از ذريه طاهره مرتضويه بود و مدتها به حكومت و فرمانروائى مملكت مصر و امارت سپاه برقرار بود و اعتبارى لايق داشت ، چشم از اموال و املاك و عيال خود پوشيده ، از اعليحضرت شاهنشاهى استدعاى توطن در شهر مشهد مقدس نموده ، به درجه قبول رسيد و با ملازمان خاصه خود كه نزديك صد نفر بودند ، روانه مشهد مقدس شدند « 2 » و در سالى مبلغ سيصد تومان عراقى ، براى مخارج يوميه او و ملازمانش برقرار فرمود و بعد از ورود به عتبه عليهء رضويه ، مادام حيات مانند ساير خدمه آن آستانه مباركه مشغول خدمتگزارى گرديد . موكب و الا زمستان اين سال [ 1013 ] : را در دار السلطنه تبريز گذرانيد . و روز عيد نوروز سنه ئيلانئيل در غره ماه ذى القعده سال 1013 : اتفاق افتاد و اعليحضرت شاه عباس دينپناه در شهر تبريز به مراسم عيش و شادكامى پرداخت . و در اين سال [ 1013 ] : خبر رسيد كه سنان پاشا مشهور به چغال اوغلى وزير اعظم رومى ، وارد قلعهوان شده است « 3 » رأى عالمآراى شهريارى بر آن قرار گرفت كه نواب اللّهوردى خان بيگلربيگى فارس را با سى هزار سوارهء فارسى و كرمانى و عراقى به استقبال او فرستاده ، نگذارد تعرض به رعاياى آذربايجان رساند ، چون سپاه فارس وارد ناحيهء وان شدند ، در دو سه جاى با روميان جنگ كرده ، همهجا فتح از فارسيان بود و چغال اوغلى با پانزده هزار نفر سپاه ، در حصار وان محصور گشت و چون خود را مرد مقابل نديد به خيال فرار افتاد و چاره را جز از دريا گذشتن نديد ، پس چندين كشتى را آماده كرده ، پيش از طلوع آفتاب از وان درآمده ، بر كشتىها نشسته ، از پى كار خود رفت « 4 » و اين دريا را درياچهء ارمن يا بحيرهء ارمن گويند و شهر وان در ساحل آن است و چون اين خبر در دار السلطنه تبريز به مسامع عز و جلال رسيد ، موكب و الا از شهر تبريز نهضت فرموده ، در ناحيهء خوى ، نواب اللّهوردى خان به پايه سرير اعلى رسيده ، مورد نوازش گرديد و چون موكب همايون به ناحيهء چالدران رسيد ، روز ديگر سرهاى سپاه رومى را كه بدست لشكر فارس كشته شده بودند ، از نظر اعليحضرت شاهنشاهى گذرانيده ، انتقام شكست يافتن سپاه قزلباش از لشكر رومى در همين منزل چالدران ، كشيده شد « 5 » . و در اين سال [ 1013 ] : شيخ احمد آقا « 6 » ، امير الامراء مير غضبان كه كسى را به ناحق
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 355 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 654 . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 656 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 356 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 360 - 370 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 667 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 371 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 683 . ( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 685 . ( 6 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 686 .