ميرزا حسن حسينى فسايى
399
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
حصار شهر را مضبوط داشتند و راه آمد و شد ملازمان همايونى را بستند ، روز ديگر همايون پادشاه ، توكل بر خداوند كرده با اين جماعت كم داخل شهر گشته ، چند نفر از مستحفظين دروازه را بكشت و بداق خان پناه به ارگ برد و روز ديگر از ارگ درآمده به جانب خراسان شتافت و حضرت همايون پادشاه استعدادى از مردم قندهار يافته ، بر سبيل توكل به جانب كابل و غزنين نهضت فرموده ، به اندك زمانى ممالك از دست رفته را باز بدست آورد . « 1 » و عيد نوروز سنه يونتئيل « 2 » سال 953 : در روز هشتم ماه محرم اتفاق افتاد . و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل « 3 » سال 955 : سلخ ماه محرم اتفاق افتاد . در اين سال [ 955 ] : حضرت سلطان سليمان خان « 4 » ، قيصر روم با شوكت و سپاه بىقياس ، از ممالك روم و حلب و شام و مصر و حجاز و يمن و دياربكر و عراق عرب با يراق تمام و توپخانه و تفنگ و عرابهها ، متوجه آذربايجان گرديد و چون شاه جمجاه واقف شد در ماه جمادى الآخره اين سال از شهر تبريز كوچ كرده ، در شنب « 5 » غازان مدت يك ماه براى اجتماع عساكر توقف فرموده ، حكم مطاع غرا ، اصدار « 6 » يافت كه راه روميان را ، آتش زده چنان كه گياه و غله نماند و كاريزها را انباشتند كه آب براى آشاميدن نباشد « 7 » و پادشاه جمجاه جماعتى را به مرند فرستاد و خود تشريففرماى درهء انا خاتون « 8 » شدند و حضرت قيصر به جانب تبريز نهضت فرمود ، و شاهزاده القاص « 9 » ميرزا با چهل هزار سوار ، بر سر سپاه مرند روانه داشت و امراى مرند چون نسبت به سپاه رومى اندكى بودند ، از جاى خود بيرون رفتند و پادشاه جمجاه ، مكرر حساب ميفرمود كه سپاه روم برحسب تخمين ، سيصد هزار سوار جنگى ، سواى قلقچى « 10 » است و اگر هر كدام يك قلقچى با خود داشته باشد ، ششصد هزار آدم شوند و در سپاه رومى جز ، ينگچرى « 11 » پياده نباشد و اگر هر يك اسبى داشته باشد ششصد هزار شود و اگر هر اسبى را يكمن جو و يك من كاه دهند ، دوازده هزار خروار صد منى گردد و اگر هر نفرى از سپاه را نيم من آذوقه دهند ، سه هزار خروار صدمنى باشد ، چنان كه در هر شبى پانزده هزار خروار صد منى اجناس را صرف كنند ،
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 78 ، و عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 100 ، و احسن التواريخ ، روملو ، ص 308 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 312 . ( 2 ) . سال اسب : هفتمين سال از دوره دوازده ساله تقويم تركان . ( 3 ) . سال مرغ : دهمين سال از دوره دوازده ساله تقويم تركان . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 83 ، عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 101 ، احسن التواريخ ، روملو ، ص 327 . ( 5 ) . در متن : ( شعب غازان ) ولى با توجه به روضة الصفا ، ( ج 8 ، ص 83 ) : ( شنب غازان ) ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص - 324 ، تصحيح شد . ( 6 ) . در متن : ( صدار ) . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 83 . ( 8 ) . در متن : ( خواتون ) . ( 9 ) . در متن : ( القاس ) . ( 10 ) . ( تركى ) نوكر ، خدمتكار . ( 11 ) . ( تركى ) : ينىچرى : به معنى چريك ، ( . . . ينىچرىها در حقيقت اساس و هسته ارتش پيادهنظام ( عثمانى ) بودند كه سپاهى نو بود و كلاه سفيد نمدين داشتند و از اين كلاه دستار سپيدى نيز آويخته بود كه تا روى شانهها فرود مىآمد و ينىچرىها اين دستار سپيد را با سنجاق مسين زراندودى كه به شكل قاشق كوچكى بود بر كلاه خود مىآويختند ) . تاريخ نظامى ايران در دوره صفويه ، ص 199 و 200 .