ميرزا حسن حسينى فسايى

287

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به مشترى دهند و مشرفى را در هر دار القضائى نصب كنند تا شرح و بسط آن بيع و شرا را در روزنامه حال ثبت كند و بعد از آن اگر نوشته‌اى بر خلاف اين قاعده ، كسى ابراز دهد حكام - شرع و ملوك آن كس را بر گاوى نشانيده بر گرد شهرش بگردانند و اجرت تحرير قبالات و صكوك و حق السعى وكلا را به نسبتى مقرر دارند « 1 » . در همين سال [ 701 ] : فرمان رسيد كه صدقات دولت روزافزون را كه پيش از اين حكام بلاد براى طمع خود بر مواضع متعسر الوصول حواله مىدادند « 2 » يا جنس در عوض نقد عطا مىكردند و اين وسيله زيان اهل صدقات بود ، بعد از اين ، تمامت خيرات را كم ناكرده نقد دهند و چون برج و باروى شيراز نزديك به انهدام شده بود و به مسامع ايلخان رسيد ، فرمان صادر گرديد كه باروئى رفيع و خندقى عميق بر گرد شهر شيراز احداث كنند و چون فصل پائيز بود بناى آن را در سال 702 گذاشتند و به انجام رسانيدند . چون دولت‌خانه جزيره كيش از اول سال 698 تا انقضاى 701 از ديوان ايلخان در جمع ملك الاسلام شيخ جمال الدين ابراهيم ، شيخ الاسلام طيبى بود ، از قرار سالى مبلغ هفتاد تومان مغولى زر سرخ و حساب آن هنوز نگذشته بود ، در آن سال محمد قوشچى بحث آن مبلغ را در ميان آورد و شيخ الاسلام تقرير نمود : در اينمدت به سبيل امانت كار دريا را مباشر بودم نه بر مقاطعه و حاصل آن از اين مبلغ كمتر است و نور الدين ابن صياد مدعى گشت كه مدخول كيش در يكسال صد و سى تومان است ، پس قرار شد كه نور الدين جزيره كيش را تصاحب كند ، آنچه عايد شود شيخ الاسلام از عهده برآيد به شرطى كه جهازات نواب شيخ الاسلام و برادران و فرزندان و پيوستگان او بر عادت معهود در فرضه كيش عشور كنند « 3 » . در يازدهم ماه شوال سال 703 : پادشاه گيتىستان ، معدلت بنيان ، سلطان محمود - « 4 » غازان خان ايلخان پسر ارغون خان پسر اباقا خان پسر هلاكو خان پسر تولى خان پسر چنگيز خان در قزوين از تخت سلطنت برخاست « 5 » و بر تخته تابوت نشست و زمان سلطنتش هشت سال و نه ماه بود و برحسب وصيت او ، برادر كامكارش الجايتو ، سلطان محمد خدابنده پسر ارغون خان ، جالس سرير شاهى گرديد و رايت ملك‌دارى و رعيت‌پرورى را برافراشت و ممالك متصرفى برادر را از رود جيحون تا سواحل درياى مصر در ربقهء ملكيت درآورد . در روز چهاردهم ذيقعده همين سال [ 703 ] : خبر قضيهء هايله وفات غازان « 6 » و جلوس برادرش ، الجايتو « 7 » ، سلطان محمد خدابنده « 8 » به شيراز رسيد و بعد از مراسم عزادارى خطبه و سكه

--> ( 1 ) . ر ك : جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 1005 . متن فرمان و تاريخ مغول ، ص 300 و 301 . ( 2 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 234 . ( 3 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 244 . فرضه : جاى درآمدن به كشتى از لب دريا ( 4 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 270 . ( 5 ) . در متن : ( برخواست ) . ( 6 ) . ( غازان در روز يكشنبه يازدهم شوال سنه 703 ) درگذشت . ( ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 158 ) و جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 963 . ( 7 ) . در اصل Olcaytu : ( الچايتو ) . ( 8 ) . در تلفظ و وجه تسميه اين نام اختلاف است . بعضى آن را ( خربنده ) مىدانند كه در مغولى به صورت قوربندا است و -