ميرزا حسن حسينى فسايى

279

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اندازه وقوف يافته است و بعد از فراغت از اين كارها روزى به عزم تفرج به جانب مسجد بردى كه فرسخى از شيراز دور است در صحبت خواجه سيف الدين « 1 » يوسف و خواجه نظام الدين ابو بكر وزير رفته « 2 » ، اين دو نفر را بكشت و سرهاى آنها را آورده از كنگرهء دروازه شيراز آويختند . در سال 688 : ملك بهاء الدين اسماعيل شبانكاره وفات يافت « 3 » و بعد از او ملك غياث الدين و ملك نظام الدين فرزندان جلال الدين طيب شاه و بهاء الدين اسماعيل شاه به اشتراك فرمانرواى ملك شبانكاره شدند . در اواخر سال 689 : ارغون خان ايلخان به مرض مبتلا گشته ، امتدادى يافت و امرا و بزرگان مغول كينه سعد الدوله يهودى وزير در دل گرفته منتظر فرصت و وقت بودند و چون اواخر ماه صفر سال 690 مرض ارغون خان شدت نمود كه اميد زندگانى در او نبود ، امراى مغول و مسلمان ، سعد الدوله را گرفته به قتل رسانيدند « 4 » و در تمامت بلاد اقوام و عشيرهء او را كه لواى اقتدار حكومت افراشته بودند ، كشتند مگر شمس الدوله حاكم شيراز را كه زمان حكومتش سلوكى جميل و معاملتى جزيل با اهل فارس داشت و فقير و غنى و بزرگ و كوچك را از خود راضى نمود و در نزد علما و متشرعين به مسلمانى اقرار كرده ، اداى شهادتين را مىنمود « 5 » . در همين سال [ 690 ] : ارغون خان زندگانى را بدرود نمود و زمان سلطنت او هفت سال بود « 6 » . [ وقايع فارس در روزگار كياخاتون ] در همين سال [ 690 ] : كيخاتون خان بن خاقان بن هلاكو خان بر تخت سلطنت جلوس نمود « 7 » . در سال 691 : خواجه شمس الدوله « 8 » والى فارس به رضاى خاطر اهالى آن مملكت به حكومت و ايالت باقى بماند « 9 » . در همين سال [ 691 ] : قطب فلك فضائل ، محور كره محاسن و شمايل ، فخر الحكما و افتخار الشعرا : شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى به رحمت ايزدى پيوست و در حجره‌اى از خانقاه خود مدفون گرديد و در تاريخ وفات او گفته‌اند : شب آدينه بود و ماه شوال * ز تاريخ عرب خا ، صاد « 10 » آن سال

--> ( 1 ) . وصاف الحضره در سوك سيف الدين رباعى زير را سروده است : ( ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 133 ) . وفات صاحب منعام سيف دين يوسف * كه لفظ و كلكش دستور ملكت و دين بود دوشنبهى ز ربيع الاخير تاسع عشر * به سال ستمائه تسعه و ثمانين بود ( 19 ربيع الاخر 689 ) . ( 2 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 132 . ( 3 ) . ( در سال 688 به مرض دماغى بمرد ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 255 . ( 4 ) . ( سر او را از تن جدا كردند ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 147 . ( 5 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 148 . ( 6 ) . ( او را در دخمه‌اى در كوه شجاس كه به لغت ايشان اوبر گويند دفن كردند . . . ) . ( تحرير تاريخ وصاف ص 147 ) . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 157 - حبيب السير ( ج 3 ، ص 135 ) : ( روز يكشنبه 24 رجب ) . ( 8 ) . در متن : ( شمس الدين ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 132 . ( 9 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 148 . ( 10 ) . در متن : ( خاص آمد ) ( خ ) و ( ص ) برابر است با سال 691 هجرى .