ميرزا حسن حسينى فسايى

254

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اول آنها را كه قلعه اشكنوان گويند ، در ناحيهء بلوك ابرج است و دويم و سيم را قلعه استخر و قلعه شكسته كه بر جلگه « 1 » مرودشت است به كوتوالان شاه خوارزم سپارد و پسر خود زنگى را در آستانهء شاهى گذارد ، ملكه خاتون دختر نيك‌اختر خود را در عقد ازدواج سلطان جلال الدين منيكبرنى پسر حضرت خوارزمشاه درآورد ، پس اتابك سعد همه گزارشات « 2 » را قبول كرده ، خلعتهاى سلطانى را پوشيده ، با هزار سوار خوارزمى ، روانه فارس گرديد . پس ابو بكر پسر اتابك سعد از قراردادهاى پدر چون باخبر گشت همه را انكار داشته بر مخالفت پدر يكجهت گرديد و با جمعى از اتباع خود به استقبال پدر آمد و جماعتى را بر كنار راه قريهء مائين « 3 » كه جاى عبور بود گذاشت و هر كس از خوارزميان از آن راه مىآمد او را مىكشتند تا صد نفر سوار خوارزمى را كشتند و بازماندگان خوارزمى پنداشتند كه اتابك سعد ، نقض عهد كرده است ، خود را بر كناره كشيدند . پس ابو بكر بر تمامت همراهان پدر حمله نمود و جماعتى را شكست داد و چون به نزديك پدر رسيد تيغ بىشرمى را بر روى پدر كشيد ، اتابك سعد گفت فرزند من پدر توأم ابو بكر گفت دانسته‌ام و بر پدر حمله برد اتابك سعد او را به يك گرز آهنين بر زمين انداخت و او را در قلعه استخر محبوس داشت « 4 » ، پس به جانب خوارزميان رفته ، عذرخواه گرديد و چون وارد شيراز گرديد ، حصار شهر را تجديد كرد ، پس مسجد جامع جديد « 5 » را كه به مسجد نو شهرت يافته چون عرصه مكرمت خود وسيع و مانند همت عالى خود رفيع ، احداث فرمود ، درازى اين مسجد ميانه مشرق و جنوب و مغرب و شمال « 6 » . . . ذرع شاه و پهناى آن . . . ذرع شاه و چهار طاق مرتفع و . . . طاق كوچك و چندين شبستان در اين ساخته‌اند و تاكنون كه سال به 1301 رسيده باقى است اگرچه چندين‌بار تعمير شده و تعمير آخرين آن بعد از خرابى از زلزله سال 1269 از مرحمت پناه حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك شيرازى « 7 » طاب‌ثراه است كه چندين هزار تومان وجه نقد در عمارت آن صرف نمود و از آثار اتابك سعد در شيراز بازار بزرگ است كه نامش تا اين

--> ( 1 ) . در متن ( جلگاه ) . ( 2 ) . در متن : ( گذارشات ) . ( 3 ) . ر ك : فارسنامه ابن بلخى ، ص 123 ، 124 ، 160 . ( 4 ) . در شيرازنامه ، آمده است كه : ( اتابك . . . حكم فرمود و او را در قلعهء سفيد نوبنجان محصور و مقيد گردانيدند و بند نهادند ) . ص 76 . ( 5 ) . در شيرازنامه ، آمده است كه : ( مسجد جامع شيراز كه به مسجد نو اشتهار دارد نه در شيراز كه در اكناف فارس و بغداد و عراق و اغلب و اكثر اقاليم بزرگ ، با فسحت‌تر و عالىتر از آن مسجد نساخته‌اند و نشان نداده‌اند و گويند امير المؤمنين على ( ع ) در شهر كوفه مسجدى بنا فرموده مشهور است كه در بلاد عرب بزرگتر از آن مسجد نساخته‌اند ، احتياط كرده‌اند و مسجد نو كه اتابك سعد در شيراز بنا فرموده به چند قدم از آن بزرگتر است . . . ديگر رباط شهر اللّه كه به رباط كرك اشتهار دارد . . . ديگر اشارت فرمود تا پيرامن شهر شيراز سورى از نو بنياد نهادند و تمام كردند ) . ( ص 78 ) . ( 6 ) . مؤلف اين اعداد را ذكر نكرده و جاى آن در متن خالى است اما در كتاب بناهاى تاريخى و آثار هنرى جلگه شيراز ، آمده است كه : ( صحن اين مسجد به طول تقريبى 170 متر و به عرض تقريبى 90 متر است و در چهار سمت آن چهار طاقنماى بزرگ ساخته‌اند . . . در دو طرف جنوبى آن دو شبستان بسيار وسيع ساخته‌اند كه يكى به شكل سردابه در زير بالائى است طرفين اين شبستانها دو حياط بوده . . . دور تا دور صحن باريكه‌اى به عرض 7 متر ساخته شده كه جلو آنها طاقهائى زده‌اند ) . ( ص 206 ) . ( 7 ) . ر ك : مساجد شيراز در همين كتاب ، گفتار دوم .