ميرزا حسن حسينى فسايى
191
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
نمود « 1 » . در سال 85 حجاج نامه به پادشاه كابل فرستاد [ و ] او را تهديد نمود كه اگر عبد الرحمن را به من نرسانى ، تمامت مملكتت « 2 » را خراب كنم ، پادشاه از آن نامه متنبه گشت [ ه ] سر عبد الرحمن را براى حجاج فرستاد . در سال 86 عبد الملك زندگانى را بدرود نمود و شصت سال عمر و بيست و سه سال سلطنت داشت « 3 » و عبد الحميد پسر يحيى فارسى وزير او بود و اين عبد الحميد ، افضل فضلاى عصر خود و مخترع علم سياق دفترى [ و ] ديوانى است . اختراع منها و من ذلك و فذلكه و حشو و بارز حساب از اوست . [ وقايع فارس در روزگار وليد پسر عبد الملك و سليمان بن عبد الملك ] در همين سال [ 86 ] وليد پسر عبد الملك « 4 » به جاى پدر نشست و حجاج را بر نواحى باقى گذاشت . در سال 94 حضرت امام زين العابدين على بن الحسين ، سلام اللّه عليهما ، به روضهء رضوان خراميد و سن مباركش پنجاه و هفت سال بود . در سال 95 زمان سلطنت وليد بن عبد الملك ، رشتهء زندگانى حجاج گسيخته ، اهالى نواحى از شر او رسته ، آسوده گشتند « 5 » . از سال هفتاد و پنج تا نود و پنج حكومت مملكت فارس بىمداخلهء غير ، با حجاج بود . خود در بصره و كوفه و پيشكاران و نايبانش در فارس ، لواى سرورى مىافراشتند . اگر امارت سپاه فارس با كسى بود ، عمل جمع خراج را به ديگرى مىداشت و به اتفاق با يكنفر مىگذاشت . چنان كه گاهى به مهلب بن ابى صفره ازدى [ و ] گاهى به محمد بن - يوسف برادر حجاج و وقتى با قاسم بن ابى عقيل پسر عم حجاج بود . در كتاب تاريخ كامل ابن اثير « 6 » ، از حسن بصرى نقل كرده كه حسن مىگفت از حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام شنيدم كه بر منبر مىفرمود : « از اهل عراق ايمنى جستم ، خيانت كردند . نصيحت نمودم ، بد پنداشتند . خداوندا مسلط كن بر آنها كسى را كه به اين اوصاف باشد . » و يكيك از اوصاف را بشمرد و بعد از چندين سال تمامت آنها را در
--> ( 1 ) . ( پس به سال هشتاد و سه به شهر مرو ، مهلب بن ابى صفره بمرد ) . ( مجمل التواريخ ، ص 304 ) . ( 2 ) . در متن ( مملكت ) . ( 3 ) . ( عبد الملك مروان به روز شنبه چهاردهم شوال هشتاد و ششم بمرد پس از عبد اللّه بن زبير سيزده سال و چهار ماه و هفت - روز كم حكومت كرد . . . وقتى بمرد شصت و شش سال داشت و بيشتر از اين هم گفتهاند ) . ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 95 ) . مستوفى مدت فرمانروائى او را چه در زمان عبد اللّه زبير و چه پس از او بيست و يكسال و يك ماه مىداند . ( ر ك : تاريخ گزيده ، ص 277 ) . ( 4 ) . ( در همان روز كه عبد الملك وفات يافت در دمشق با وليد بن عبد الملك بيعت كردند وليد نيز در نيمه جمادى الاخر سال نود و ششم در دمشق وفات يافت دوران حكومتش نه سال و هشت ماه و دو روز بود و در هنگام مرگ چهل و سه سال داشت و كنيهاش ابو العباس بود ) . ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 159 ) . ( 5 ) . ( مرگ حجاج در ماه شوال سنه نود و پنج بود . امارت و ايالت او در عراق بيست سال بود هنگام مرگ وصيت كرد كه فرزندش عبد اللّه بن حجاج پيشنماز و امير جنگ كوفه و بصره ، زيد بن ابى كبشه و مستوفى خراج يزيد بن ابى مسلم باشد وليد هم . . . هيچيك از امراء حجاج را تغيير نداد . ) ( كامل ، ج 7 ، ص 190 ) مجمل محل مرگ حجاج را ( واسط ) مىداند كه آن شهر را خود حجاج بنا كرده بود . ( ص 305 ) ( 6 ) . ر ك : كامل التواريخ ، جلد هفتم ، ص 192 و 193 .