ميرزا حسن حسينى فسايى
170
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
پس به فرمودهء حضرت معزى اليه « 1 » صورت گفتگوى مجلس را بر رقمى نگاشته به مهر شريف مزين داشت و احياى مراسم مسلمانى و اظهار عدالت اعليحضرت شاهنشاه معدلت اكتناه « 2 » ، ( خلد اللّه ملكه ) فرمود و در ماه شعبان از سال 1295 سهلآباد را به تصرف اين بنده داد كه ( جزاه اللّه خيرا « 3 » ) و حاجى ميرزا هادى معدل الملك خداى تعالى را حاضر و ناظر دانسته ، اطاعت احكام شرع نموده ، نيمه سهلآباد را از اين بنده اجاره نمود و ناظم الشريعه در سال 1299 حيلتى تازه برانگيخت و نصف سهلآباد را به وجه اشتلم « 4 » از تصرف اين بنده بازگرفته نه اعتنائى به دين مسلمانى و نه انديشه از سخط اعليحضرت ظل اللهى ( ادام اللّه شوكته و دولته ) نمود . رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ . « 5 » كسى كاين را شنيد و نيست باور * منش خصم و خدايش باد داور اگر طعنى زند بر من خسيسى * بجز وحشت مباد او را انيسى به لعنت باد تا باشد زمانه * تبارش تير لعنت را نشانه در ماه ذى الحجه سال 1296 دستخط مطاع لازم الاتباع « 6 » اعليحضرت شهريارى ( طول اللّه عمره ) به افتخار حضرت اشرف و الا حاجى معتمد الدوله فرهاد ميرزا ( دام مجده « 7 » ) شرف صدور يافت كه بايد مؤلف نقشهء بزرگ مملكت فارس ، ترتيب بلوكات و دهات و كوهها و چشمهها و رودخانههاى فارس را به وضعى كه در نقشهء تأليفى خود نگاشته در كتابى نوشته وقايع اتفاقيه هر جائى را به مناسبت بنگارد و اين احقر عباد « 8 » به خواستهء ايزد متعال كتابى را بهتر و بيشتر از آنچه فرمايش رفته است برنگارم و چون نگارش اين كتاب به فرمايش شاهنشاه مالك رقاب « 9 » ، سپهر قدر ، قمر ركاب ، قطب فلك بختيارى ، مركز دايرهء جهاندارى ، پادشاه معدلت شعار ، ناصر الدين شاه قاجار « 10 » ، ( ادام اللّه عمره و دولته ) مىباشد آن را فارسنامه ناصرى گفتم مشتمل بر دو گفتار : گفتار اول در احوال پادشاهان و فرمانروايان و اعيان مملكت فارس از زمان صدر دولت عليهء اسلام « 11 » ( دامت شوكتها ) تا سال ئيلان « 12 » ئيل 1311 .
--> ( 1 ) . مشار اليه ، كسى كه چيزى به او نسبت داده شده . ( 2 ) . كسى كه با عدالت به كنه امور مىرسد و به ماهيت آنها پىمىبرد . ( 3 ) . جمله دعائى به معنى : خداوند او را به نيكى پاداش دهاد . ( 4 ) . گرفتن چيزى به زور ، تندى ، خشونت ، تعدى . ( 5 ) . آيه 89 از سوره الاعراف : پروردگارا بگشا ميان ما و ميان قوم ما براستى و تو بهترين گشايندگانى . ( 6 ) . دستخط و فرمانى كه پيروى از آن لازم است . ( 7 ) . جمله دعائى به معنى : ( پيوسته باد بزرگوارى او ) . ( 8 ) . حقيرتر بندگان . ( 9 ) . مالك رقبهها ، خداوند گردنان ، مهتر اشخاص . ( 10 ) . پسر محمد شاه قاجار است كه چهارمين پادشاه سلسله قاجار مىباشد . او در ششم صفر سال 1247 متولد شد و در سال 1264 بعد از وفات محمد شاه در تبريز به جاى پدر نشست ، حدود پنجاه سال سلطنت كرد و در 66 سالگى به سال 1313 در حضرت عبد العظيم بدست ميرزا رضا كرمانى به ضرب طپانچه كشته شد و در همانجا به خاك سپرده گشت . ( 11 ) . از آغاز حكومت بلندپايه اسلام . ( 12 ) . ئيلانئيل : سال مار . به حساب منجمان ترك ششمين سال از دوره اثنى عشرى تركان .