ميرزا حسن حسينى فسايى
152
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سراپرده زد راد بهرامشاه * بگرد اندر آمد ز هر سو سپاه به منذر چنين گفت كاى راىزن * به جهرم رسيدى ز شهر يمن « 1 » و در همينجا بود كه ايرانيان براى گزينش بهرام به شاهى به راىزنى پرداختند و چون بهرام به پادشاهى رسيد و اموال براهام جهود را مصادره كرد براى حمل اموال اين جهود از جهرم هزار شتر خواست . « 2 » پس از مرگ آزرمدخت ايرانيان فرخزاد را كه در جهرم بود فراخواندند و به پادشاهى نشاندند . « 3 » . . . خوره ( : خره ) اردشير : مجمل التواريخ اين شهر را همان پيروزآباد ( : فيروزآباد ) مىداند و مىنويسد « اردشير همت به عمارت عالم آورد . . . يكى اردشير خوره خواند و آن پيروزآباد است از پارس و پيش از آن گور خواندندى و گور و گار دو نام است از گو ( : پشته و گودال ) و كنده نهچنان گور كه مردمان را كنند كه در آن وقت پارسيان را ناوس بود گور ، خود ندانستندى . » « 4 » كه تقريبا ترجمهاى است از سخن حمزه اصفهانى كه او نيز همين يگانگى را بازمىگويد و مىنويسد : « و اما اردشير خره فهى مدينه فيروزآباد من ارض فارس و كانت تسمى كور و كوراسمان للوهده و الحفره لا للقبر و اللحد و الفرس لم تعرف القبور و انما كانت تغيب الموتى فى الدهمات و النواويس ثم نقل على بن بويه اسمها الى فيروزآباد . » « 5 » اما ابن بلخى « خوره اردشير » را جدا از فيروزآباد مىداند و مىنويسد : « اردشير به پارس يك كوره ساخته است آن را اردشير خوره گويند و فيروزآباد از جمله آن است . » « 6 » فردوسى بناى اين شهر را به اردشير بابكان نسبت مىدهد و مىگويد كه اردشير « خوره اردشير » را پس از پيروزى بر اردوان بنا كرد و سپس آن را « گور » ناميد : سوى پارس آمد ز رى نامجوى * برآسوده از رزم وز گفتگوى يكى شارستان كرد پر كاخ و باغ * به دو اندرون چشمه و دشت و راغ كه اكنون گرانمايه دهقان پير * همى خواندش « خوره اردشير » يكى چشمهء بيكران اندر اوى * فراوان از اورود بگشاد و جوى برآورد ز آن چشمه آتشكده * به دو تازه شد مهر و جشن سده به گرد اندرش باغ و ميدان و كاخ * برآورده شد جايگاه فراخ چو شد شاه با دانش و فر و زور * همى خواندش مرزبان شهر گور بگرد اندرش روستاها بساخت * چو آباد كردش كس اندر نشاخت « 7 »
--> ( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 292 ، بيت 498 ، مسكو 1968 . ( 2 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 318 ، بيت 238 ، مسكو 1968 . ( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد نهم ، ص 309 ، بيت 1 ، مسكو 1971 . ( 4 ) . ؟ ، مجمل التواريخ و القصص ، به تصحيح مرحوم بهار ، ص 61 . ( 5 ) . حمزه اصفهانى ، تاريخ سنى ملوك الارض و الانبيا ، ص 33 ، چاپ كاويانى ، برلين . ( 6 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 60 ، چاپ كمبريج . ( 7 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 136 ، بيت 445 ، چاپ مسكو ، 1968 .