ميرزا حسن حسينى فسايى
122
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بمادر سيد محمد رسيد در كمال اضطراب گفت من از چشمهاى ميرزا اسماعيل مىترسم كه مرا بكشد و چند روز ديگر بگذشت تا آنكه عاقلى ميرزا اسماعيل به درجه شهرت رسيد ، مادر سيد محمد به منزل ميرزا اسماعيل آمده ، آبگوشت را آماده كرده به زودى عود به منزل خود نمود و چون چندبار آمد و شد كرد و نشان ديوانگى از او نديد شبى توقف نمود صبح آن روز هر كس آمد درب خانه ميرزا اسماعيل را بسته ديد پس همسايگان از بام به زير آمده مادر سيد محمد را كشته ، به چوبى آويخته ديدند و ميرزا اسماعيل كفزنان و رقصكنان مكشوف العوره مىگويد چند روز زحمت كشيدم و خود را به ديوانگى زدم تا آنكه قصاص زمان طفوليت خود را از اين پيرهزن بدبخت گرفتم . . . » ( اعيان محله بازار مرغ ) دعانويسان : « جماعتى از بزرگان دست ارادت به دامنش زدند و در استشفاى مرضى ادعيه مأثوره را مىنوشت و خلقى را به شفا مىرساند . . . » ( اعيان محله بازار مرغ ) « . . . حاجى مهدى مدرس . . . استشفاى مرضى را به ادعيه مأثوره مىنمود . . . » ( همانجا ) 4 - ميرزا حسن در معرفى رجال ، اوصاف و تخصصها و مهارتهائى را براى آنها ذكر مىكند كه مىتواند اعتقادات رائج به كمالات و ارزشهاى معتبر را در دوران او ، بازگو نمايد و ماذيلا نمونههائى را از اين كمالات رائج و مورد توجه ، ذكر مىكنيم . كه اين موارد غير از بحثهاى كلى درباره امرا ، علما ، شعرا ، سرداران و سلاطين و وزراء و ديگر مراتب حكومتى است . زبانآموزى : « به شهر لندن رفت و خط و زبان انگليسى را آموخت » ( اعيان محله ميدان شاه ) نوآموزى : « هر سه نفر در دبستان آموزگارى برقرارند . . . » ( بالاكفت شيراز ) انگليسىدانى : « كمالات ايرانى و زبان انگليسى را آموخته ، محسود اماثل گشته است . . . » ( سرباغ شيراز ) « براى تحصيل زباندانى و خط انگليسى از شيراز به بمبئى رفت » ( اعيان محله ميدان شاه ) فرانسهدانى : « در تحصيل كمالات و زبان فرانسه كمال كوشش را بجا مىآورد » ( بالاكفت شيراز ) عربىدانى : « . . . علوم عربيه و ادبيه را به وجهى نيكو آموخته در تكميل فقه و اصول كوشيده » ( اعيان محله سرباغ شيراز ) « . . . به ميراث از علوم عربيه بهره برده و از لغت فرانسه اندكى آموخته » ( اعيان محله بالاكفت ) حسابدانى و تحرير و سياق : « در مبادى عمر كمالات لايقه و محاسبات دفترى و خط تحرير و سياق را بياموخت » ( بالاكفت شيراز ) خطنويسى : « . . . تحصيل كمالات را نموده ، خط شكسته را خوب نوشت . . . » ( اعيان محله بالاكفت ) رسوم رسميه : « در مكتبخانه ادبيه نشسته ، آداب و رسوم رسميه را بياموخت پس مشغول تحصيل مقدمات علميه گشته . . . » ( همانجا ) فقه و تفسير : « كسب كمالات لايقه نموده از علوم عربيه و فقه و تفسير بهره يافت » ( اعيان سرباغ شيراز )