ميرزا حسن حسينى فسايى
87
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
افكار اجتماعى و انديشههاى ميرزا حسن مورخى بزرگ چون ميرزا حسن ، وقتى قلم بدست مىگيرد تا به نگارش وقايع كوچك و بزرگ تاريخى بپردازد ، صرفا وقايعنگارى نمىكند و علىرغم بسيارى از حادثهنويسان فقط به جلوس و مرگ پادشاهان ، جنگها و آشتىها ، تشكيل و زوال ظاهرى حكومتها اكتفا نمىنمايد بلكه با ديدى عميق و همهجانبه ، نهتنها انگيزههاى حوادث را درمىيابد ، نتائج و عوارض و عواقب مسائل را نيز مىشناسد و با خوانندگانش در ميان مىنهد . به شهادت سطور فارسنامه ناصرى ، ميرزا حسن در همان حال كه قدرت اراده و تصميم و موقعشناسى افراد بزرگ را فراموش نمىكند و نقش شخصيتها را در ساختار حوادث تاريخى منكر نمىشود ، شجاعتها و دلاورىهاى افراد را در كنار هدفها و عملكرد آنها به تحليلى بيرحمانه مىكشد ، نقاط قوت و ضعف سياسى و اجتماعى آنها را مىنمايد ، دانائى و تقوا ، فضيلت و كمالات فردى را از دانشآموزيها ، جنگآوريها ، سازماندهيها ، مقاومتها ، دادگريها ، رقابتها ، شكستها و پيروزيهاى آنان را به جاى خود مطرح مىكند ولى در عين حال اشتباهات ناشى از خودپسندىها ، گمراهىها ، مالاندوزىها ، قساوتها و ستمگرىها و جهالتها را از ياد نمىبرد . نظرى به آنچه او درباره شاه اسماعيل صفوى ، شاه طهماسب ، نادر ، كريم خان زند ، آقا محمد خان قاجار و لطف على خان زند ، فتحعلى شاه قاجار و بسيارى ديگر از سلاطين قبل و بعد از آنها نگاشته است ، باز نماينده اين روحيه تاريخنگارى است ، يكى بسيار خوب سازمان مىدهد ، از هيچ ، همهچيز مىسازد اما قسى القلب و بيرحم است ، ديگرى تقوا و پرهيز مىنمايد ولى در عمل دروغگو و رياكار و بىتقواست و سومى پس از فتوحات فراوان به جنون قدرت دچار مىشود و وحشيگريهائى مىنمايد كه روى چنگيز و تيمور را سپيد مىسازد و چهارمى اگرچه وكيل - الرعاياست ، از كله منار ساختن نيز دريغ نمىورزد و نزديكترين محارم و دوستان خويش را خودبينانه كور مىكند و مىكشد و آقا محمد خان پس از آنكه به بهترين وجهى وحدت ملى و سازماندهى سياسى و اجتماعى و بدر كردن رقيبان را انجام مىدهد ، زشتترين رفتارها را با رقيب شكستخورده و درمانده خويش ، انجام مىدهد كه ذكر آن مايه شرم تاريخنويسان است ، كلهمنار مىسازد و مال مىاندوزد و از هرگونه قساوت حيوانى دريغ نمىكند . اما مرگ عبرت - انگيز هر يك از اينها كه بىهرگونه شكوه و همراه با شادى قلوب صورت مىگيرد ، نشان مىدهد