أحمد بن حامد كرمانى
87
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
شدند و اگر عادت « 1 » عدل و حب عمارت طبيعى نبودى درين حالت غم عمارت ولايتى كه هنوز در دست اجابت بود نخوردى ، و كلّ يرى طرق الشجاعة و الندى * و لكنّ طبع النفس للنفس قائد « 2 » و سكندر بهر ولايت كه رسيدى از عمارت نواحى و ثروت بازيار « 3 » و دهقان بر عدل پادشاه آن ولايت دليل گرفتى اگر ولايت آبادان و بازيار توانگر مىديد از آن پادشاه بخراج قانع مىشد و قصد از عاج او از ملك نمىكرد و اگر به عكس آن مىديد تا آن پادشاه برنداشتى و ملكت بعادلى نسپردى بازنگشتى و درين مدت كه سايه چتر همايون بر شهر بردسير افتاد اكثر نواحى قابل عمارت شد و اميد بفضل حق تعالى و يمن همّت و حسن عقيدت پادشاه چنانست كه تا سال ديگر به قدر يك آشيان مرغ از بلاد كرمان نامعمور نماند ان شاء اللّه تعالى . و از خلايق « 4 » بزرگوار و شمايل نامدار آن پادشاه دام ملكه لطف طبعست و شمول رأفت و كمال رحمت « 5 » و فضل رقّت و عموم احسان و عادت جانبخشى ، هرگز بر قتل بىگناهى اقدام ننموده است و بتعذيب مسلمانى مثال نداده ، جانبخشى عادت خاص اوست و بندهپرورى شيمهء بزرگوار او ، كمال مردانگى رخصت ندهد بأهلاك مردان و غايت مسلمانى او فتوى نكند به خون ريختن مسلمانان ، شاه غمخوار نايب خردست * شاه خونخوار شاه نيست ددست شاه با رأفت آشنا باشد * متهوّر چه پادشا باشد هركه او بيگناه ترساند * دان كه در حال ترس درماند رنجه « 6 » دارنده كم زيد چو مكس * هست بىرنج از آن زيد كرگس « 7 » رحمت از صفات حق سبحانه و تعالي است و سلطان كه در زمين نايب و خليفهء حقّست بايد كه بصفت رحمت موصوف باشد و به سمت رأفت و عاطفت موسوم مصطفى « 8 » صلى اللّه عليه و سلم مىگويد الرّاحمون يرحمهم الرّحمن و ارحموا اهل الأرض
--> ( 1 ) - چ ، م ، ن : عمارت . ( 2 ) - از قصيدهء متنبّى است بمطلع : عواذل ذات الخال فىّ حواسد و انّ ضجيع الخود منّى لماجد ( العرف الطيب ج 2 ص 326 - 331 ) . ( 3 ) - بازيار بر وزن آبيار ، زارع ( فرهنگ رشيدى ) ( 4 ) - چ : اخلاق . ( 5 ) - ن : شمول رحمت و كمال رأفت . ( 6 ) - چ ، م ، ن : رنج دارنده . ( 7 ) - از حديقهء سنائى است ، باب دهم . ( 8 ) - چ : سيد كاينات گويد .