أحمد بن حامد كرمانى
59
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم تعالى اللّه خالق كلّ شى * و جل اللّه رازق كلّ حىّ قادر خدائى و لطيف رهنمائى كه كلّه ازرق و رواق معلّق را وراء نواظر بينندگان حجاب عالم غيب گردانيد تا بلعجبان « 1 » تقدير از پس پردهء تصوير عجائب ملكوت نمايند و بساط اغبر و فرش مكّدر را عرصهء عالم « 2 » شهادت تا مقامران شب و روز بكعبتين ساعات بر وى اظهار لعبهاء غريب و بازيهاء « 3 » عجيب كنند و فضاء اين كلّه و بساط را ميدان قضا تاوشاقان « 4 » سراى قدر در وى تازند « 5 » و بچوگان ارادت گوى حوادث بازند ، « 6 » هم حواس را از مشاهدهء كيفيّت حضرت ربوبيّت راه بسته ، هم عقول را از ادراك اسرار ملكوت خاطر خسته ، هم اوهام را در طلب حقايق كنه عزت او شراك نعل گسسته ، فيض فضلش هرلحظه فوجى را از دروازهء بغداد وجود درآورده كه يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ ، عين عدلش هر ساعت جوقى « 7 » بباديهء فنا فرو برده كه يحكم ما يريد ، نظر لطفش گاه بندهء را از حضيض ذلت بر ذروهء عزّت كشيده كه تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ ، اثر قهرش گاه بندهء را از اوج حشمت به خاك محنت افكنده كه وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ، گاه مقاليد ممالك اقاليم در قبضهء « 8 » مكنت بنده نهاده و دست تصرّف او در حل و عقد عالمى مطلق گردانيده كه تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ، گاه بندهء را از سرير سلطنت و مسند عزت و كبريا برگرفته و در مهامه سرگشته و حيران كرده كه وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ، آيهء سيزدهم و چهاردهم از سورهء يونس از سرّ اين صنع و رمز اين مشيّت خبر ميدهد كه « 9 » وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ . ثُمَّ
--> ( 1 ) - چ : بو العجبان . ( 2 ) - م : ( عالم ) ندارد . ( 3 ) - چ ، ن : بازيهاي . ( 4 ) - پسر ساده و غلام مقبول . ( 5 ) - ق ، م : مىتازند . ( 6 ) - ق ، م : ميبازند . ( 7 ) - جوقه جوق معرّب جوخ است و بمعنى فوج ( فرهنگ رشيدى ) . ( 8 ) - چ : مكنت قبضه . ( 9 ) - ق : ( كه ) ندارد .