أحمد بن حامد كرمانى
39
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
نكتهء ديگرى كه اصالت قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه را به محمد بن ابراهيم مىرساند اينست كه اين نويسنده و مورخ ( غارتگر نه ، بل امانتدار ) در بيشتر صفحات كتاب خود ، هرجا از افضل نقل كرده ، نام او را به صراحت برده است و حتى در فضايل او نيز شرحى پرداخته « 1 » و بنابراين همان كارى را كرده است كه امروز مورخين دقيق و امانتدار كرده و مىكنند يعنى مطالب تاريخ را از كتب متقدم با ذكر مأخذ نقل كرده است : « افضل الدين كرمانى گويد كه من از دور مىشنيدم كه شرف الدين . . . ( ص 79 ) » ، « به نحوى كه افضل الدين ابو حامد احمد بن حامد كه معروف است ذكر كرده و چون بر قول او اعتماد است اكثر احوال قاورد شاه از تاريخ او استخراج شده به قلم مىآيد » ( ص 36 ) . « افضل الدين ابو حامد بن حامد الكرمانى در تاريخ بدايع الازمان فى وقايع كرمان مىگويد كه من در . . . ( ص 58 ) » افضل - كرمانى مىآورد كه هرچند درين باب با وى به تعريض و . . . ( ص 42 ) » . و چندين جاى ديگر كه واقعا امانتدارى او شايد از وسواس خود آقاى دكتر نيز در اين مورد بيشتر بوده است . در مورد سبك انشاء او نيز بايد گفت كه البته سبك قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه با سبك دورهء صفوى متفاوت است ولى اين سبك را ما در قسمتهائى كه مطمئنا از محمد بن ابراهيم دانستهايم نيز مىيابيم و البته او چون تحت تأثير بدايع بوده است ، هرجا نيز كه خود مطلبى نگاشته از سياق او خارج نشده است . دليل ديگرى كه بر اصالت قسمت عمدهء تاريخ سلاجقه از محمد بن ابراهيم داريم اينست كه گاهى اشعار و امثالى مىآورد كه اصولا مربوط به زمان بعد افضل بوده است مثلا جائى كه مىگويد : « املح المتقدمين و افصح المتأخرين حافظ شمس الدين محمد شيرازى در باب چنين صوفيان گفته : صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقه باز كرد بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه مكر و شعبده با اهل راز كرد « 2 » » با اين حساب مسلما حافظ شاعر اواخر قرن هشتم نمىتواند شعر خود را به نويسندهء كتاب ، ( افضل كرمان متوفى اوايل قرن هفتم ) به امانت دهد .
--> ( 1 ) - تاريخ سلاجقه ص 36 . ( 2 ) - تاريخ سلاجقه ص 59 .