أحمد بن حامد كرمانى

31

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

دكتر بيانى از بدايع الازمان دانسته‌اند واقعا از بدايع الازمان بدانيم ، اين تاريخ چند سال عقب‌تر مىرود و حدود 606 مىشود . در بدايع الازمان در ذكر خرابى اوضاع كرمان گويد : « كرمان كه در عموم عدل و شمول امن و دوام خصب و فرط راحت و كثرت نعمت ، فردوس اعلى را دوزخ مىنهاد و با سند و سمرقند و غوطهء دمشق لاف زيادى مىزد ، امروز در خرابى ، ديار لوط و زمين سبا را سه ضربه نهاد ، باز بر سر قصه رويم كه اين محنتى بىپايان است و دردى بىدرمان و تاريخ جمع اين سواد كه سال سى و نهم است از وفات ملك طغرل شاه و هر روز آب اين واقعه متكدرتر است و مزاج صلاح احوال كرمان متغيرتر . » « 1 » چون به تصريح تاريخ سلاجقهء كرمان ، فوت ملك طغرل شاه در سال 558 خراجى « 2 » يعنى در سال 565 يا 566 ه . / 1170 م هجرى روى داده اگر سى و نه سال بدان بيفزائيم ، تاريخ جمع سواد بدايع الازمان بايستى در حدود 605 يا 606 ه / 1209 م بوده باشد . سبك انشاء و روش نگارش افضل در تدوين اين تاريخ با اين مختصرى كه باقىمانده است واقعا اعجاب‌انگيز و از لحاظ فصاحت و بلاغت و شمول و كيفيت تدوين وقايع و بىنظرى و بىغرضى و صحت و دقت در حد كمال است . افضل را بايد بيهقى كرمان دانست . زيرا تاريخ او كه شامل وقايع زمان حيات اوست ، به همان روش بيهقى ، يعنى بر صحت و اصالت تدوين يافته . افضل با اينكه خود از ندماى ملوك و وزراء و امراء و اتابكان بود ، هيچ‌جا از ذكر واقعيت‌ها خوددارى نكرده . از نظر فلسفهء تاريخ ، توجه به علل و كيفيت پيدايش حوادث داشته و نتايج هر حادثه را به دقت تجزيه و تحليل كرده است . اين كتاب بر خلاف عقد العلى ، از حشو و اطناب بدور است و معلوم است كه مؤلف طى آن فقط توجه به تدوين تاريخ داشته ، نه حكمت و اخلاق و روايت . اسامى ولات و حكام و سرداران را كوچك و بزرگ در همهء حوادث آورده و غفلت روا نداشته است . عيب هر سلطان را با هنرش يك‌جا گفته و حتى ممدوحان و مخدومان خود را نيز ازين واقع‌بينى بر كنار نداشته است ، مثلا با اين‌كه خود در خدمت ملك ارسلان بن طغرل بوده ، دربارهء او گويد :

--> ( 1 ) - بدايع الازمان ص 94 ( 2 ) - تاريخ سلاجقهء كرمان ص 36