أحمد بن حامد كرمانى

24

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

رباعيه تا خال عدس شكل شبيخون آورد * غلطان چو نخود ز چشم من خون آورد سوداى دو چشم ماش‌گون تو مرا * از پوست برنج‌وار بيرون آورد . » « 1 » احتمال مىرود قصيده‌اى نيز كه در تاريخ سلاجقه در مرگ ملك ارسلان ( ممدوح افضل ) آمده است از افضل باشد ، چه هم با سياق شعر او موافق است و هم روابط افضل و ملك ، مؤيد اين معنى است و هم اين‌كه صاحب تاريخ سلاجقه جاى ديگر نيز شعر افضل را تحت عنوان يكى « از افاضل كرمان » نقل كرده است . افضل نه تنها در شعر فارسى ، بل در ادب عرب نيز تبحر داشته و نمونهء آن با آوردن امثال و ضروب عربى در عقد العلى و بدايع آشكار است . علاوه براين دو قصيدهء مفصل و رشيق ، به زبان عربى از خود در عقد العلى ضبط نموده است كه يكى در مدح قوام الدين مسعود وزير ملك دينار و ديگرى قصيده‌اى وصف الحال خود اوست و هر دو در عقد العلى هست ( ص 94 و 105 ) صاحب تذكرهء عرفات در باب مقام ادبى افضل گويد : « درياى گوهر معانى ، جوهركان سخندانى افضل الدين كرمانى ، چون دانش خويش از علما اعلم و چون نام خويش از فضلا افضل است . ميدان سخن را طبعش شهسواريست چابك عنان ، عمان بيان را فكرتش غواصى است غوطه - زنان ، آفتاب معانى از سپهر فطنت او بلند و گوهر سخن به مؤانست طبع او ارجمند است و بغايت عالى طبيعت خوش‌طرز بوده است ، و بعضى او را از متوسطين گفته‌اند « 2 » [ او راست ] : دست راحت سرير عمر آراست * ز آنكه محنت ز تيغ جان برخاست ( ؟ ) باز خنديد بخت صفراوى * زانكه ديريست كاندرين سود است گر كله كج نهد دلم شايد * كه برو شد قباى شادى راست تا جدا گشته‌ام ز حضرت تو * دلم از هرچه راحتست جداست آنچه بر ما گذشت از هجرت * ذكر ناكرده به كه بس رسواست

--> ( 1 ) - سلجوقيان و غز در كرمان ص 47 ( 2 ) - نسخهء عكسى آقاى گلچين معانى ص 61 و 62 .