أحمد بن حامد كرمانى

21

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

او را دستگير ساخت و چون مردم از ستم و ظلم نظام الدين شكايت داشتند و درخواست قتل او را مىكردند ، عجم شاه براى تسكين مردم يكى از عجيب‌ترين كارهاى ديكتاتور مآبانه تاريخ را كرد يعنى مرد بدبختى را به جاى نظام الدين شبانكاره‌اى در صبحگاهى اعدام و نظام الدين را در جائى پنهان كرد ، چه از اتابك - سعد زنگى بيم داشت . چندى بعد اتابك سعد به كرمان لشكر كشيد و عجم شاه نظام الدين را سالما تحويل اتابك داد و بالنتيجه خود نجات يافت . در همين ايام ، افضل دچار گرفتارى تازه‌اى - از جهت موقوفهء مختصرى كه در اختيارش بوده - مىشود و محكوم جريمه مىگردد ولى به وساطت صلاح - الدين مظفر نجات مىيابد . خود گويد : « چند كرت ديدم كه بيچاره‌اى به خدمت وى [ ركن الدين ] مىپيوست گريان و نالان ، و آن خداوند مال او بر خود گرفته است و او را خلاص داده ، و از آن جمله يكى منم كه از جهت وقفى كه به دست دارم هر به دو سه روز چيزى ميخواستند و ده دينار و پانزده دينار ركنى حوالت مىكردند و من به حبه‌اى درمانده بودم ، و آن خداوندگار ، حرس اللّه ظل دولته ، بر من ابقا مىفرمود و رخصت نداد كه حبه‌اى از من به زيان شدى . اگر شكر آن يك نعمت از انعام‌هاى آن خداوند گزاريم هرگز از عهدهء آن بيرون نياييم . . . » ازين قسمت معلوم مىشود كه اولا ، افضل الدين خود متصدى اوقافى بوده است ثانيا اين‌كه ، مورخ مذكور نيز به بلاى مصادره و جرم دچار شده و بوسيلهء ركن الدين خلاصى يافته است . و اين وهن ظاهرا در زمان تسلط ملوك شبانكاره روى داده كه كرمان در كمال آشفتگى بوده است . افضل ، با اينكه از منشيان بنام و از نزديكان و مقربين پادشاهان متعدد و معروف همهء كرمان و بم و سيرجان و جيرفت و حتى يزد و خراسان بوده است ، در تمام عمر از مال دنيا اندوخته‌اى نداشت چنان كه در ايام قحطى كرمان امكان ماندن در اين شهر را نيافت و اگر هم مختصر ذخيره‌اى داشت در انقلابات اين ناحيه و فترت سلجوقيان از ميان رفت و كثرت عيال موجب آن شده بود كه اواخر عمر را با فقر و فاقه بگذراند و خود نيز در عقد العلى اشاره‌اى به اين معنى دارد كه گويد : كربت غربت و مفارقت وطن با كثرت عيال و تقلب احوال با من هيچ نگذاشته بود . . . « 1 » از اين تاريخ به بعد از احوال او اطلاع كمى داريم : در تاريخ سلاجقهء

--> ( 1 ) - خاتمهء عقد العلى .