أحمد بن حامد كرمانى
14
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
خواهر و زن و فرزندان مىتوانستهاند باشند ، دچار زحمت فراوان شده است . قبل از اين سفر ، ملك دينار را در كوبنان ديده و مدح او را كرده ولى به علت اينكه هنوز كار ملك قوام نگرفته بود ، نتوانسته بود بدرگاه ملك وارد شود و تقرب بيشتر او ظاهرا بعد از بازگشتن از يزد و نگارش عقد العلى شده باشد . كيفيت اين مهاجرت را مفصلتر بگوئيم ، او در مورد سفر خود چنين گويد : « چون دور دولت ملك طغرل شاه درگذشت و هواجم فتن سر برآورد ، علم علماء را بازار كاسد شد و متاع هنر فاسد ، كار تحصيل و تعلم در پاى افتاد . و از جهت غلبهء تركان و كثرت امراء نوخاسته ، اهل علم رغبت به تقلد اعمال و ملابست اشغال نمىنمودند . و من بنده را با جملهء ملوك و امراء و وزراء و اشراف ، اسباب مودت مؤكد بود و سوابق معرفت حاصل . . . چند سال در عمل انشاء امراء و وزراء گذاشتم . و چون غلامان كرمان اين اقدام بىهنگام نمودند و بزرگان و معارف كرمان را هلاك كردند ، راستى را حادثهاى هايل بود و بليتى از غضب حق تعالى نازل ، من بنده از آن بترسيدم و يك دو سر چهارپاى كه داشتم ارزان بفروختم و اگرچه ثقل عيال و قلت مجال ، احتمال اعتزال نمىكرد . . . يك سال انزوا اختيار كردم . در سنهء سبعين و خمسمائهء خراجى ( - 577 ه ) . . . در كرمان قحطى افتاد . . . مردم كرمان سر در جهان نهادند . من بنده عزيمت خراسان داشتم - چه از لطف ملك طغانشاه و تربيت او در حق اهل هنر استماع افتاده بود و در حضرت آن پادشاه مگر ذكر من بنده نيز رفته بود - و نخست رحلتى تا كوبنان كردم تا اسباب آن سفر دراز آنجا بسازيم . در كوبنان امير عالم مجاهد الدين را ديدم . . . در اين باب استعانت خواستم . . گفت اى فلان ، راه خراسان راهى دور است و ترا ثقل عيال بسيار و كار كرمان چنين نماند ! اگر روزى چند . . با ما در اين باديه بسازى . . از مصلحت دور نباشد . . . من بنده پنج سال در كوبنان مقيم زاويهء انزوا بودم و از دريچهء اعتبار نظاره روزگار رسن باز مىكردم . » « 1 » در اين سالها افضل با يكى از دانشمندان كرمان در مورد قران هفتم مكاتبه مىكند . اين دانشمند ، كه افضل الدين با او دوستى سى ساله داشته ، يكى از رجال كرمانى الاصل و معروف به جمال الدوله ابو الفتح بوده و در آن
--> ( 1 ) - عقد العلى ص 100