أحمد بن حامد كرمانى

96

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

مشروح نشود . درين فصول اشارتى كرده شد تا خاطر عاطر و طبع اشرف از مطالعه ملول نگردد ان شاء اللّه تعالى . فصل ، اكنون ذكر وصول رايات عاليه نصرها اللّه تعالى بحدود نرماشير كنم و شرح فتوح كه آن پادشاه را در ديار كرمان برآمده بدهم . چون شعاع راى و سايهء رايت و پرتو نظر مبارك بر ممالك كرمان افتاد مجرد مقدم ركاب اعلى اعلاه اللّه سبب عمارت بلاد و موجب فراغت عباد شد و امور جمهور كه از دايرهء نظام بيرون شده بود و از قالب التيام بدر افتاده قابل صلاح و فلاح شد و ملك كرمان كه بيمارى بود بر فراش ارتعاش از خفّت و انتعاش نوميد شده « 1 » و در بحران حرمان مانده و در دست يك مشت نيم طبيب جاهل و ره نشين غافل افتاده اصل طب علاج الضدّ بالضدّست حرارت را ببرودت و برودت را بحرارت . كرمان كه از حرارت سقم ستم سوخته بود و در يرقان « 2 » انقلاب و خفقان اضطراب از وى رمقى مانده طبيبان جاهل كه صاحب اغراض « 3 » بودند نه حافظ اعراض او را بمكاشحهء « 4 » صفراآميز و مكاوحهء « 5 » سوداانگيز مداوات مىكردند لاجرم هرروز علت قوىتر مىشد و عليل از صحت دور تر مىافتاد ، خبر دادند كه مسيح علت‌شناس كه مهدى آخر الزمانست رسيد و از آنجا كه رفته است هرمرده را كه ديد زنده كرد و هراكمه را كه يافت ديده داد . چون نداء اين بشارت و صداء اين اشارت از راه صماخ بدماغ كرمان بيمار رسيد فرح اين مژده سبب معاودت قوّت شد ، يك نيمه از پيش در حركت آمد يعنى شقّ جروم نرماشير خود مسلم بود و در دست حشم منصور . امير سپهسالار « 6 » شايق الدين « 7 » علي سهل ادام اللّه دولته كه شهر و قلعهء بم داشت بقدم مطاوعت پيش رفت و در موقف مشايعت بايستاد ، جلاب اخلاص در قدح اختصاص بر دست وفاق بمذاق آن پادشاه رسانيد ، ساز مجاملت در كنار معاملت گرفت و اين صوت آغاز كرد . شعر ،

--> ( 1 ) - چ : كشته . ( 2 ) - بيمارى زرده . ( 3 ) - چ ، ق ، ن : غرض . ( 4 ) - پنهان دشمنى كردن . ( 5 ) - آشكار و روياروى دشنام دادن و با هم جنگ كردن . ( 6 ) - در متن صفحه 12 امير و سپهسالار مسطور است و صحيح ( بر طبق ضبط نسخه بدلها در ذيل همان صفحه ) امير سپهسالار بدون ( واو ) است . ( 7 ) - اين اسم در تاريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم در جميع مواضع ( سابق الدين ) ضبط شده است .