أحمد بن حامد كرمانى
94
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
خصمسوزى چو درو غارانى * كان فشانى چو با كرم سازى بسر تيغ ملك بستانى * بسر تازيانه در بازى تو كه از رعد كوس و برق سنان * در دل ديو راز بگدازى در چنان موقفى ز حرص سخا * خصم را در سئوال بنوازى ور ز تو جان رفته خواهد باز * بسر نيزه در وى اندازى « 1 » و از شعب اين خلق شريف و فروع ابن خيم « 2 » منيف حياء غالبست و كرم فائض . حيا نتيجهء شجاعتست بقول شاعر ، و ليس الحيا من شيمة الذّنب ضاريا * و لكنه من سيمة الأسد الورد « 3 » شير بحيا مذكورست « 4 » و گرگ بوقاحت مشهور « 5 » و حيا در طبيعت آن پادشاه قرينهء عفوست و كرم نتيجهء رجوليّت . اگر پادشاهى مال بخشد او جان بخشد و اگر سلطانى باسبى بر بنده منت نهد او را بر امتى مسلمان و عالمى اهل ايمان منت جانست . مختارى « 6 » شاعر كو تا بنگرد كه من بهتر گفتهام با او در مدح سلطان بهرامشاه . بيت ، تا بياموزند شاهانى كه زر بخشد و سيم * رسم جان بخشيدن از سلطان دين بهرامشاه من گفتم مجانس ، زد تيغ ملك بر دل « 7 » دشمن دى نار * با دولت گفت رونقى با دين « 8 » آر گر مىبخشند پادشاهان دينار * جان مىبخشد خسرو عادل دينار و اثر كرم عميم و احسان جسيم آن پادشاه آنست كه خاصهء خدم او بلكه عامهء رعايا كه پيش ازين در گليم فاقت و وطاء « 9 » حاجت بودند اين ساعت برو سادهء سيادت متّكى است و بر عرش استغناء مستوى . بيت ،
--> ( 1 ) - از قصيده انوري است در مدح سلطان سنجر ( ديوان انورى ص 198 ) . ( 2 ) - چ ، د : غيم . الخيم الطبيعة و السّجيّة [ طبيعت و خوى ] اقرب الموارد . ( 3 ) - در ديوان متنبّى ص 579 مصرع اول اينطور ضبط است : و ليس حياء الوجه فى الذّئب شيمة . ( 4 ) - چ : مشهور است . ( 5 ) - چ : مذكور . ( 6 ) - مراد عثمان بن محمد غزنوى معروف به مختارى است كه در سنهء 544 يا 554 وفات نموده ( حواشى چهار مقاله ص 150 ) . ( 7 ) - ن : در دل . ( 8 ) - چ : در دين . ( 9 ) - گستردنى .