أحمد بن حامد كرمانى
92
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
از تف بيلك شه كشور * شاه « 1 » مرغان بيفكند شهپر ور سر گرز او زمين سپرد * جوشن ماهى زمين به درد نيزه را شاه اگر بجنباند * مرگ آسوده را برنجاند « 2 » برگرد « 3 » گر بخواهد او بسنان * آسمان را طبق طبق آسان گر بخواهد بتيغ موسىوار * خشك رودى كند ز دريا بار عاقلان زمانه مست ويند * قلعهاى بلند پست ويند « 4 » مصطفى مىگويد ان اللّه تعالى يحبّ الشجاعة و لو على قتل حيّة . و دو خلقست كه حقّ تعالي هردو را دوست دارد ، سخاوت و شجاعت و منشأ هردو خلق از يك اصلست ، سخاوت بذل مالست ، شجاعت بذل جان ع ، و الجود بالنّفس اقصى غاية الجود « 5 » و مصطفي صلى اللّه عليه چنان كه از همهكس سخىتر بود از همهكس دليرتر بود . ابن مسعود « 6 » مىگويد كنّا اذا استد البأس اتقينا برسول اللّه صحابه چون جنگ سخت شدى در پناه پيغمبر شدندى و او را سپر خويش ساختندى . و عادت كريم آن پادشاه اينست كه پيوسته مقدّمهء لشكر « 7 » و سابقهء « 8 » حشم خويش باشد و هركجا كه پادشاهان نظاره كنند و لشكر شمشير زند آن پادشاه شمشير زند و لشكر نظاره كند . شعر ، بالجيش تمتنع السّادات كلّهم * و الجيش بابن ابى الهيجاء « 9 » يمتنع لا يعتقي بلد مسراه عن بلد * كالموت ليس له رىّ و لا شبع « 10 » روز مصاف بر چشم او شب زفاف نمايد و لشكر جرّار « 11 » در نظر او صور ديوار .
--> ( 1 ) - ق : شه . ( 2 ) - : نرنجاند . ( 3 ) - م ، ن : گزد . ( 4 ) - از باب دهم حديقهء سنائى است . ( 5 ) - اين مصرع عجز بيت مسلم بن وليد است و صدر آن اين است : يجود بالنّفس ان ضنّ الجواد بها ( الوسيط ص 261 ) . ( 6 ) - مراد عبد اللّه بن مسعود بن غافل بن حبيب هذلي است كه از صحابه بوده و بسال 32 هجرى وفات يافته است . ( الاصابه لابن حجر قسم چهارم ص 129 - 130 ، اسد الغابه ج 3 ص 256 - 260 ) . ( 7 ) - پيشآهنگ لشكر . ( 8 ) - ر : ساقة . ( 9 ) - يعنى خداوند جنگ و مراد سيف الدوله است . ( 10 ) - از قصيدهايست از متنبّى ( العرف الطيّب ج 2 ص 320 ) . ( 11 ) - جيش جرّار اى كثير [ لشكر انبوه ] اقرب الموارد .